تهيّه ، و به عنوان مهريّه به زن تحويل دهد برائت ذمّه از اين نظر حاصل شده است .
و ادّعاى زن در مورد هبه بودن قبول نيست ؛ مگر اين كه اقامهء بيّنهء شرعيّه كند . از اين گذشته ، در فرض هبه بودن ، مرد حقّ رجوع در هبه را دارد ( مگر اين كه زن و شوهر خويشاوند همديگر باشند . ) و در صورتى كه قيمت خانه زائد بر مقدار توافق در مهريّه باشد ، اضافه را مىتواند ( در صورت موافقت زوجه ) بابت بقيّه حساب كند . و در صورت عدم موافقت زوجه مىتواند اضافه را بازپس بگيرد ؛ ( مشروط بر اين كه مصالحهاى بر كلّ خانه انجام نشده باشد . )
سؤال 725 - شوهر زنى سه سال و نيم قبل فوت كرده ، و از آن تاريخ تاكنون ادّعايى در مورد دائمى بودن عقد ازدواج نداشته ، بلكه قرائنى هم بر موقّت بودن ازدواج ايشان وجود دارد . اخيراً مدّعى دائمى بودن ازدواج خود با آن مرحوم شده است ، ولى همسر اوّل و دائمى مرحوم منكر دائمى بودن رابطهء زوجيّت مدّعى است . اگر قرار باشد كه صحّت و سقم موضوع با سوگند شرعى اثبات شود ، قسم را بايد همسر موقّت كه مدّعى دائمى بودن است ياد كند ، يا قسم متوجّه همسر دائمى است كه منكر ادّعاى مدّعى است ؟
جواب : همسر مدعيّه بايد براى اثبات ادّعاى خود بيّنهء شرعيّه اقامه كند ، و قسم كافى نيست ، و منكر بايد سوگند ياد كند كه او همسر دائمى نيست .
سؤالات متفرّقهء نكاح
سؤال 726 - شخصى به نام ابراهيم با اين جانبه ، كه دوشيزه بودم ، ازدواج دائم نمود .
سعى داشت اين ازدواج به جهت داشتن همسر و فرزندان ، كه در خارج بودند كاملًا مخفى باشد . به همين دليل به خاطر سنّ بالايش مانع فرزنددار شدن من مىشد .
نامبرده خانهاى براى زندگى مشترك در تهران خريدارى ، و تا زمان فوت وى با يكديگر زندگى مىكرديم ، و سالى دو سه بار به خارج رفت و آمد مىكرد . در سال 1375 به منظور معالجه به خارج رفت ، و در همان جا مرحوم شد . اكنون همسر و فرزندان او منكر زوجيّت اين جانبه شدهاند ، در حالى كه زوجيّت ما بر كسى پوشيده