فصل بيست و هفتم : احكام ضامن شدن
سؤال 881 - شخصى مديون است ، بطورى كه اين دين شامل تمام اموالش مىشود ، در عين حال ضامن شخصى مىشود ؛ ولى طلبكار اين مطلب را نمىداند و بعداً متوجّه مىشود ، آيا اين ضمانت به قوّت خود باقى است و يا فسخ مىگردد ؟
جواب : در فرض مسأله طلبكار حقّ فسخ ضمانت را دارد ؛ ولى اگر فسخ نكند به قوّت خود باقى است .
سؤال 882 - بنده شخصى را به عنوان كارگر به كارگاهى معرّفى كردم ، متأسّفانه بعد از مدّتى مبلغى را از كارفرما سرقت نمود ، با توجّه به اعتماد كارفرما به بنده ، به عنوان معرِّف براى معرّفى كارگر مورد اطمينان ، و اين كه اگر معرّفى بنده نبود اين كارگر استخدام نمىشد ، آيا بنده ضامن هستم ؟
جواب : اگر شما كارگر مزبور را با زبان يا با عمل خود تضمين كردهايد ، در برابر خسارتهايى كه او وارد كرده ضامن هستيد ، همچنين اگر عرفاً صدق كند كه شما سبب ضرر و زيان او شدهايد ؛ امّا اگر تنها به معرّفى او پرداختهايد و گفتهايد تا آنجا كه خبر داريد آدم درستى است ، شما ضامن نيستيد .
سؤال 883 - شخصى با مراجعه به دادگاه سند مالكيّت خود را به عنوان وثيقه در ضمانت يك زندانى گذاشته است ؛ پس از چندى زندانى از مرخّصى اعطايى با همان ضمانت سوء استفاده نموده و فرار كرده است ، آيا ضبط و فروش وثيقه مذكور شرعاً مجاز است ؟