سؤال 796 - در مورد بيع فضولى كه فرمودهايد : « بايع اگر بدون اجازه مبيع را به تصرّف مشترى دهد مستحقّ تعزير است » دو نكته قابل تأمّل است :
اوّل اين كه بيع ممكن است به توقّع اجازه ، نه با سوء نيّت و كلاهبردارى باشد و بديهى است كه عام ، دليل بر خاص نيست ، همانطور كه در نكول منكر از يمين ، به محض نكول حكم نمىشود ؛ چون ممكن است به سبب اجلال ذات اقدس حق باشد .
دوّم اين كه به قول اكثر فقها بيع رأساً هم باطل نيست . لطفاً در اين دو مورد توضيح بفرماييد .
جواب : تحويل دادن اموال مردم به ديگران بدون وكالت يا بيع قطعى جايز نيست ، هر كس اين كار را بكند مرتكب گناه كبيره شده ، هرچند به توقّع اجازه بوده باشد . و هر گناه كبيرهاى تعزير دارد و بيع فضولى صورت بيع است ، نه حقيقت بيع . و به تعبير ديگر ، مانند جسم بىروح است ، و اگر كسانى مىگويند باطل نيست يعنى قابليّت دارد كه اين جسم بىروح با اجازه ، روح پيدا كند .
سؤال 797 - شخصى زمينى را كه در آن مقدارى درخت ميوه و غير ميوه مىباشد فروخته است ؛ ولى در معامله ، درختها ذكر نشده است ، فروشنده مىگويد : « درختها را نفروختم و خريدار عدواناً متصرّف شده است » ، با توجّه به اين مقدّمه بفرماييد :
الف ) آيا فروش زمين ، درختها را هم شامل مىشود ؟
جواب : اگر در عرف محل اشجار تابع زمين است و زمين را بدون اشجار نمىفروشند ، آنها متعلّق به خريدار مىباشد .
ب ) آيا مالك جديد زمين مىتواند اشجار مذكور را قطع كند ؟
جواب : در فرض مذكور قطع آنها جايز است .
ج ) طبق عرف آن منطقه بايد درختها در معامله ، ذكر شده باشد و الّا معامله شامل آنها نمىشود ، در اين صورت حكم مسأله چيست ؟
جواب : عرف محل كه به وسيله افراد اهل اطّلاع و خبره شناخته مىشود معيار اصلى است .
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٦٠