ندارد و در صورتى كه مستلزم حرامى باشد ( مانند نظر و لمس نامحرم ) تنها در صورت ضرورت ، جايز است .
سؤال 1564 - شخصى از يك بيمارى سخت مانند سرطان رنج مىبرد و پزشكان هم از معالجه وى نااميد شدهاند ، حال اگر پزشكى از روى ترحّم و دلسوزى از معالجه وى كه منجر به ادامه زندگى شخص بيمار در مدّت كوتاهى مىشود خوددارى نمايد و بيمار زودتر بميرد ، آيا از نظر فقهى و شرعى چنين كارى جرم است يا نه ؟ لطفاً به طور اجمال به دليل آن را اشاره كنيد .
جواب : قتل انسان مطلقاً جايز نيست حتّى از روى ترحّم و حتّى با اجازه خود مريض و ترك معالجه منجر به مرگ نيز جايز نيست . دليل اصلى اين مسأله اطلاقات ادلّه حرمت قتل از آيات و روايات است و همچنين ادلّه وجوب حفظ نفس و فلسفه آن ممكن است اين باشد كه چنين اجازهاى سبب سوء استفادههاى فراوان مىشود و به بهانههاى واهى قتل از روى ترحّم صورت مىگيرد يا افرادى به قصد انتحار و خودكشى از اين راه وارد مىگردند ، به علاوه مسائل پزشكى غالباً يقينآور نيست و اى بسا افرادى كه از حيات آنها مأيوس بودهاند و به طور عجيبى از مرگ رهايى يافتهاند .
سؤال 1565 - آيا كسى مىتواند به ديگرى اجازه قتل خودش را بدهد ؟ آيا قاتل ضامن است ؟ اعمّ از اين كه مانند مريض در حال مرگ باشد كه به پزشك اذن تزريق آمپول مرگآور مىدهد يا شخص ديگر ؟
جواب : اجازه چنين چيزى جايز نيست و اگر اجازه بدهد و راضى باشد سبب جواز نمىشود .
سؤال 1566 - بيماران مرگ مغزى در علم پزشكى اشخاصى هستند كه دچار توقف تمامى فعاليّتهاى شناخته شده مغزى شدهاند و لكن قلب و بعضى از ارگانهاى ديگر بدن به كار خود ادامه مىدهند ، تنفّس در اين بيماران متوقّف شده و با استفاده از
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٩