تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
بيمار ، به وى بگويد اسباب نگرانى شديد روحى بيمار و كسان وى را فراهم مىنمايد . ولى از طرف ديگر براى گرفتن اذن از بيمار و كسان وى در صورت نياز به عمل جرّاحى گفتن آن لازم است و چه بسا موجب مىشود بيمار وصيّت نمايد و يا امانات مردم را به آنان رد نمايد و كسب حليّت كند و همچنين پزشك هم مورد اعتراض بعدى بازماندگان بيمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناك بودن بيمارى قرار نمىگيرد و چنانچه خطرناك بودن بيمارى را اطّلاع ندهد ، صدمه روحى و فكرى به بيمار وارد نمىشود - هر چند تأثير هم در جهت بهبودى مريض ندارد - ولى از طرف ديگر ممكن است به خاطر وصيّت نكردن ، حقوق افرادى از بين برود و پزشك هم مورد اعتراض گروهى از جهت عدم اطّلاع واقع مىگردد ، بفرماييد اگر راه منحصر به گفتن صريح خطرناك بودن بيمارى و يا نگفتن باشد ، طبيب چه بايد بكند ؟ جواب : معمولا راه سوّمى در اين گونه موارد وجود دارد كه با عبارات مناسبى از مريض و كسان او اجازه مىگيرند و مىتوان مطلب را براى بعضى از كسان او كه روحيّه بهترى دارند بيان كرد ، بنابراين ضرورتى كه همه چيز را بخواهد با صراحت بگويد نيست . سؤال 1561 - انتخاب اولويّت در رسيدگى به چند بيمار كه همگى به اقدامات اورژانس نياز دارند بر چه اساسى است ؟ آيا تنها معيار ، رسيدگى به حال بيمار بدحال‌تر است يا اين كه شخصيّت حقوقى و حقيقى افراد باعث تفوّق يك نفر بر ديگرى مىشود . مثلا رسيدگى به جان يك پزشك يا مهندس تحصيل‌كرده كه براى جامعه مفيدتر است با يك كارگر ساده يكسان است ؟ يا مثلا رسيدگى به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده با يك فرد مؤثّر در جامعه يكسان است ؟ جواب : اگر حال يكى خطرناكتر است اولويّت دارد و هرگاه از نظر وضع پزشكى در شرايط مساوى باشند رعايت اولويّتهاى اجتماعى و اخلاقى بهتر است . سؤال 1562 - آزمايش و پژوهش روى افراد چه حكمى دارد ؟ آيا مىتوان از انسانها