36 - قيافه پرهيزگاران
« يَنْظُر الَيْهم النّاظر فَيحْسَبُهُم مَرْضى و ما بَالقومِ مِنْ مَرَض و يقولُ : قد خُولِطُوا و قَدْ خالَطَهُم امرٌ عظيم »
ترجمه : بيننده وقتى به قيافه پرهيزگاران نظر مىكند ، آنها را مريض مىپندارد ، ولى هيچ مرضى در وجود آنها نيست و آن بيننده گويد : آنها ديوانه شدهاند ، در حالى كه انديشهاى بس بزرگ آنان را به اين وضع درآورده است .
* * * شرح : از بس خوف بر پرهيزگاران مستولى شده و آنها را به عبادت كشانده ، اجسام آنها نحيف و رنگهاى آنها زرد شده به طورى كه وقتى آنها را مىبينند ، تصور مىكنند ، افراد مريضى هستند ، در حالى كه اگر انسانهاى سالمى وجود داشته باشد ، آنها هستند ، مردم به هم مىگويند اعمال و رفتارى كه اينها انجام مىدهند ، به انسانهاى متعارف و سالم شبيه نيست ، اينها از نظر روانى مريضند ، ولى آنها ديوانه عالم ديگرى هستند ، روان آنها با عالم مادّه و كثيف هم سنخ نيست ؛ آنها توجه به ملأاعلى دارند ، آنها زندان شدگان در اين بدنهاى لاغرند ، اگر اين ديوانگى است ، صد رحمت بر آن !
دشمن جان من است * عقل من و هوش من
كاش گشوده نبود * چشم من و گوش من