2 - خائف در قلبش حبّ مقام و جاه و اينكه از او ياد مىشود ، نيست . امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند :
« انَّ حُبَّ الشّرف و الذّكر لا يَكونان فى قلبِ الخائِف الراهِب » . « 1 »
3 - خائف قولش ، فعلش را تصديق مىكند و امورات پنهانى او موافق امورات آشكار او است . امام كاظم ( عليه السلام ) در روايتى در مورد خائف فرمودند :
« . . . و لا يَكونُ احد كذلك الّا مَنْ كانَ قولُهُ لِفِعْلِه مصدّقاً و سِرُّه لِعَلانيته موافقاً . . . » :
« كسى خائف نمىشود مگر اين كه قولش مؤيد فعل او و پنهان او موافق آشكار او باشد » . « 2 »
علامات ديگرى نيز در روايات ذكر شده كه مىتوان همه علامات را به يك چيز برگرداند ، و آن منع و نهى كردن نفس است از پيروى هواى نفس ، كه قرآن در جملهاى فرمود : « امّا من خافَ مقام ربّه و نَهَى النفس عن الهوى . . . » .
اى برادر مسلك خائفان در پيش گير و به اين نگارنده حقيقر دعا كن تا خوف الهى ، جاى جاى قلبش را فراگيرد و از آنكه بايد بترسد به سوى او فرار كند ، زيرا كه فرق ترس از خالق و ترس از مخلوق همين است . اگر از خالق ترسيدى به طرف او بايد روى ولى اگر از مخلوق ترسى بايد از او فرار كنى .
انواع خوف
خوف به معنى اعم را پنج قسم دانستهاند :
1 - خوف كه براى عصيان كنندگان و گنهكاران است به خاطر ارتكاب گناه است « و لِمَن خاف مقام ربّه جنّتان » .
2 - خشيت كه براى عالمان است به جهت اين كه خود را در محضر خدا مقصّر مىدانند « انّما يَخْشَى اللّه مِنْ عَبادِه العلماء » « 3 » .
3 - « وجل » براى فروتنان و متواضعان است به جهت ترك خدمت ، خداوند
هامش
( 1 ) . كافى ، جلد 2 ، صفحه 69 ؛ ميزان الحكمه ، جلد 3 ، صفحه 181 .
( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 78 ، صفحه 302 ؛ ميزان الحكمه ، جلد 3 ، صفحه 181 .
( 3 ) . سوره فاطر ، آيه 28 . .