عزوجل فرمود : ( الذين اذا ذُكِرَ اللّه وَ جِلَتْ قُلُوبهُم » « 1 » .
4 - رهبه براى عبادت كنندگان است ، چون خود را مقصّر درگاه باريتعالى مىدانند ، خداوند عزّ شأنه فرمود : « وَ يدعوننا رَغَباً وَ رَهَبا » « 2 » .
5 - هيبت براى عارفان است ، زيرا شاهد دادگاه و عدل الهى ، خداوند است . يعنى قاضى دادگاه شاهد است « يُحَذِّركُمُ اللّه نفسه » « 3 » .
به اميد اين كه قلب ما در اين دنيا خائف شود تا در آخرت آمن گردد . مرحوم الهى در ذيل اين فراز ( قد براهم الخوف برى القداح ) چنين گويد :
زبيم هجر جانان خسته جانند * به درد عشق زار و ناتوانند
زاندوه فراقش لاغر اندام * هراسان تا چه پيش آيد سرانجام
مبادا روى جانان را نبينند * به هجرش تا ابد دلخون نشينند
تن لاغر ز درد عشق ، جان يافت * زلطف دوست ، روح جاودان يافت
كسى كش بيم هجران نيست در دل * كند فربه تن خاكى چه حاصل
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 2 .
( 2 ) . سوره انبياء ، آيه 90 .
( 3 ) . سوره آل عمران ، 30 - براى اين 5 قسم مىتوانيد به خصال ، جلد 1 ، صفحه 282 و بحار ، جلد 70 ، صفحه 381 و ميزان الحكمه ، جلد 3 ، صفحه 187 مراجعه كنيد ؛ صاحب مفردات خوف را چنين تعريف كرده است : « توقّع مكروه عن أمارة مظنونة او معلومة » يعنى انتظار مكروهى كه علامت ظنّى يا قطعى بر وقوع آن قائم شده ، همچنان كه رجاء ، انتظار محبوب و امر خوبى است كه علامت ظنى يا قطعى بر وقوع آن قائم شده است ؛ و صاحب مفردات خوف را ضدّ امن قرار داده است .
و نيز خشيت را خوفى كه با تعظيم همراه است دانسته و اكثر اين نوع خوف را ناشى از علم به آنچه از آن ترسيده شده ، معرفى كرده و لذا علماء راستين داراى اين چنين خوفى هستند ( الخشية خوف يشوبه التعظيم و اكثر ما يكون ذلك عن علم بما يخشى منه ) .
و همچنين وجل را « استشعار الخوف » تعريف كرده ، يعنى خوف را لباس قلب خود كرده است ( استشعر خوف الله : جعله شعار قلبه ) شعار لباس زيرين است كه به موى بدن مىچسبد .
و نيز رهبة را ترس با اضطراب معنى كرده است : « مخافة مع تحرّر و اضطراب » ( ترسى همراه با پريشان حالى و درماندگى ) . درباره هيبت در مفردات چيزى نفرموده و چنان كه از كتب لغت مثل مجمع البحرين ، اقرب الموارد و لسان العرب استفاده مىشود « هيبت » ، ترس همراه با بزرگ شمردن طرف مقابل است ترسى كه همراه با اجلال و تعظيم باشد . .