است بهتر از كسى است كه پر عمل و كم علم مىباشد و داراى شكّ و شبهه است ! »
اين بود اشارهاى به آفات علم بدون عمل ، و عمل بدون علم ، در پايان از خداوند منّان و عالم به همه امور مىخواهيم كه همه ما را جزو عالمان عامل و عاملان عالم قرار دهد ، و علم و عمل را در درون ما همآهنگ گرداند كه هيچاه يكى بدون ديگرى نموند نكند .
مرحوم الهى در ذيل اين دو فراز ( يمزح الحلم بالعلم و القول بالعمل ) چنين مىسرايد :
به علمش حلم را آن پاك گوهر * درآميزد چنان با شير شكر
هم او گفتار و كردارش جدا نيست * به قول خويش بىعهد و وفا نيست
نگويد تا كند آن نيك رفتار * چو خواهد كرد آنگه دارد اظهار
خلاف دانش است و بردبارى * به عهد خويشتن ناپايدارى
كسى كو علم و حلمش يار باشد * به قول و عهد خود استوار باشد
* * *