در روايتى از پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) آمده :
« ايّاكَ وَ اسْتِشْعارَ الطَّمَع فَانَّهُ يَشُوب القَلْبَ شِدةُ الحِرْصَ وَ يَخْتِمُ على القُلُوب بِطابع حُبِّ الدُّنيا وَ هُوَ مِفْتاحُ كُلِ سَيِّئة و رأسُ كُلّ خَطيئَة و سَبَبُ احْباطِ كلِّ حَسَنَة » :
« بپرهيز از اين كه طمع را مثل موى بدن جزء وجودت كنى ، ( استشعار از شعر به معنى مو
است ) زيرا شدت حرص قلب را آشفته مىسازد و بر قلبها مهر دوستى دنيا مىزند ، و آن ( محبت ) كليد هر پليدى و منشأ هر گناهى و سبب نابودى هر حسنه و ثوابى است » .
مولى على ( عليه السلام ) فرمودند :
« ثَمَرةُ الطَّمع ذُلّ الدّنيا و شِقاء الآخرة » :
« ثمره و ميوه طمع ذلت دنيا و شقاوت در آخرت است » . « 1 »
در جاى ديگر فرمود :
« لا شِيمَةَ أذَل مِنَ الطمع » ؛
« هيچ خوى و عادتى پستتر از طمع نيست » . « 2 » مولى در نهج البلاغه در رديف اوصاف حضرت عيسى ( عليه السلام ) چنين مىفرمايند :
« لَم تَكُن لَهُ زَوجَةٌ تَفْتِنُهُ و لا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ و لا مالٌ يَلْفِتُهُ و لا طمعٌ يُذِلُّه » ؛
« براى او همسرى نبود تا گمراهش كند ، و نه فرزندى كه محزونش نمايد و نه مالى كه نظر او را به خود جلب كند و نه طمعى كه او را ذليل گرداند » . « 3 »
مولى درباره منافقين نيز بعد از اين كه مىفرمايد در برابر هر حقى باطلى در برابر هر دليلى قطعى ، شبههاى ، و براى هر زندهاى كشندهاى و براى هر در بىكليدى ، و براى هر شبى چراغى مهيا كردهاند ، مىفرمايد :
« يَتَوَصَّلون الَى الطَّمع باليأس لَيُقيمُوا به اسْواقَهم و يُنْفِقُوا به اعْلاقَهُم » :
« منافقين بخاطر مأيوس بودن ، به طمع و حرص پناه مىبرند ، تا بازارهاى خود را برپا داشته ( و گرم كنند ) و با طمع خدعه و نيرنگهاى زينت داده شده خود را ترويج و عرضه مىكنند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم .
( 2 ) . غرر الحكم .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 160 ، صبحى صالح .
( 4 ) . خطبه 194 نهجالبلاغه صبحى صالح ينفقوا بمعنى ترويج دادن در مقابل كساد است و اعلاق جمع علق به معنى شى نفيس است كه در اينجا مراد نيرنگهائى است كه تزئين مىكنند و جلوه مىدهند . ( شرح لغات از نهجالبلاغه صبحى صالح ) . .