صبر بر بهرههاى كم باشد ، قناعت و ضدش ، « شَره » و شدت ميل است .
و بواسطه اشتمال صبر بر اين صفات وقتى از پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) از ايمان سؤال كردند ، حضرت فرمودند : « هو الصبر » زيرا صبر اكثر اعمال ايمان و عزيزترين اعمال آن است . « 1 »
فلسفه صبر
در مباحث قبل به اين بحث اشارهاى شد ، و در ذيل اين فراز نيز به چهار نكته اشاره مىكنيم :
1 - تمام كارهاى مثبت با موانعى روبرور است ، كار مثبت و مهم بدون مخالف نمىشود ، آزادى ، استقلال ، ايمان ، تقوى ، تحصيل دانش ، كسب ، بدون مشكل نمىشود ، اگر اهل صبر نيستى وارد ميدان نبايد بشوى ، اگر با يكى دو مانع مىخواهى كنار روى اصلا از اول پا در اين مسير نگذار .
يكى از بزرگان كه استاد استاد ما بود ، و از مراجع محسوب مىشد يك نفر در مشكل مالى سختى گرفتار شده بود ، و نامه تندى توأم با ناسزا به آقا نوشت و آخر نامه مشكل مالى خود را ذكر كرده بود ، آقا نامه را خوانده بودند ، و براى اين كه آن طرف خجالت نكشد ، نامه را پشت كتابهاى كتابخانه خود انداخته بودند ، و پيغام براى آن شخص داده بودند كه بيا مثل اينكه نامه براى من داده بودى ، و من آن نامه را انداختهام ( مرادشان پشت كتابها بوده ) چه
مشكل داريد ، او آمده بود ، و مشكل را مطرح كرده و گره كارش اصلاح شده بود ، و آن عالم بزرگوار فرموده بود ، او فكر كرد نامهاش را نخواندهام ولى اين كار را كردم تا هم به او كمك شده باشد و هم ناراحت نباشد .
پش ضامن اجراى تمام كارهاى خير صبر است ، با صبر مىتوان به اهداف
هامش
( 1 ) . منبع سخنان در بحث فرهنگ صبر جلد سوم انوار نعمانية ، صفحه 200 تا 198 بوده است ، براى اطلاع بيشتر به اين منبع رجوع نمائيد . .