در قرآن و احاديث صبر بسيار مورد مدح و مجد قرار گرفته ، و صابران متصّف به صفاتى شدهاند . در قران بيش از
هفتاد مرتبه اين صفت پسنديده ذكر شده و نوزده مرتبه خطاب به خود پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) شده كه صبر را پيشه خود سازد ، و بسيارى از خيرات و درجات مبتنى بر صبر و ثمره آن شمرده شده است .
براى نمونه ، قرار دادن بنىاسرائيل را به عنوان پيشوا و هدايتگر به خاطر صبر دانسته است : « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا » « 1 » و نيز فرموده : « وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَني إِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا » « 2 » و همچنين اجر صابران را بواسطه صبر آنها بىحساب قرار داده « إِنَّما يُوَفَّى الصّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب « 3 » » و غير اين آيات از آيات وارده در مورد صبر ؛ و نيز در روايات بسيار مورد توجه قرار گرفته است :
امام صادق ( عليه السلام ) مىفرمايند :
« الصَّبر مِنَ الايمان بِمَنزَلة الرأسِ مِنَ الجَسَد فَاذا ذَهَبَ الرأسُ ذَهَبَ الجَسَد كَذلكَ اذا ذَهَبَ الصَّبرُ ذَهَبَ الايمان »
« صبر نسبت به ايمان به منزله سر نسبت به بدن است ، پس زمانى كه سر مىرود ، بدن هم مىرود ، همينطور وقتى صبر مىرود ، ايمان هم مىرود » .
و نيز در روايتى ديگر آن حضرت فرمودند : « وقتى مؤمن داخل قبرش شد ، نماز در طرف راست و زكات در طرف چپ او قرار گرفته و اعمال نيك او سايهبان او مىشود و صبر در گوشهاى قرار مىگيرد ، وقتى دو ملك سؤال مىآيند صبر به نماز و روزه و اعمال نيك گويد : رفيق شما نزد شما است اگر عاجز شديد از يارى او من نزد او ( يعنى بنده مؤمن ) هستم » .
در حديث جالبى آن حضرت فرمودند : « ما صابريم و شيعههاى ما صابرتر از ما هستند » ، گفته شد چگونه صابرتر از شما هستند ، فرمود : « زيرا ما صبر مىكنيم بر آنچه مىدانيم ولى شيعيان ما صبر مىكنند ، بر آنچه نمىدانند » .
رسول گرامى ( صلى الله عليه و آله ) نيز فرمودند :
« الصّبر نِصْفُ الايمان »
« صبر نصف ايمان است » . اگر سؤال كنى معنى نصف ايمان بودن صبر چيست ؟ گويم غزالى در احياء العلوم خود
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 24 .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 137 .
( 3 ) . سوره زمر ، آيه 10 . .