چيزى است كه مردم بوسيله آن از او ذكر خير مىكنند و او را مىستايند ، عمل نيك ميوه علم است نه حرف نيك فقط .
آن هم عملى كه با عقل توأم باشد ، از وصاياى رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) به ابن مسعود است :
« يا ابن مسعود اذا عَمِلتَ عملا فاعْمَل بِعِلم و عَقْل و ايّاك و أنْ تَعْمَل عملا بِغَير تدبير و عِلمٍ فانّه جَلّ جلاله يقول و لا تكونوا كَالتّى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعد قوّة انْكاثا » :
( اى ابن مسعود زمانى كه عملى انجام دادى ، با علم و تعقل انجام ده ، و بپرهيز از اين كه عملى بدون تدبير و علم انجام دهى ، زيرا خداوند ( جل و جلاله ) مىفرمايد : « مانند زنى نباشيد كه رشته خود را پس از تابيدن محكم وا مىتابد » ) . ( كنايه از اينكه كار بىفائده مىكند و وقت خود را تلف مىنمايد ، عمل بدون تعقل همچنين است ) . بعضى به قدرى در قول و لفظ تأمل مىكنند كه گوئى عمل را فراموش كردهاند ، انسان بعضى را مىبيند كه در حمد و سوره نماز بسيار دقت مىكند تا مخرج حروف را خوب ادا كند ، يا در دعاها و قرآن خواندن دقت مىكند تا با اعراب صحيح بخواند تا خوب حرف آشكار شود در حالى كه از مفاهيم دعا كه اعمال ما باشد غافل است .
چه قدر مولى على ( عليه السلام ) عالى فرموده است :
« انّكُم الى اعراب الاعمال احْوَجْ منكم الى اعراب الاقول » :
« شما به اعراب دادن اعمال محتاج تريد ، تا اعراب دادن و آشكار كردن اقوال و الفاظ » . « 1 »
بايد دقت در اعمال كرد كه حروف و الفاظ و اقوال و مفاهيم وسيلهاى بيش نيست ، الفاظ پرمفهوم ادعيه وسيلهاى براى رساندن معنا به ما بوده ، تا طبق آن مشى و
عمل كنيم و آنچه مهم است اين كه نظر به هدف يعنى اعمال كنيم نه وسائل .
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ميزان الحكمه ، جلد 7 ، صفحه 8 . .