شب است انجم فروز كاخ نُه طاق * شب است آتشزن دلهاى مشتاق
شب از فرياد مرغ حق شود مست * به تار طرّه جانان زند دست
شب است اختر شناسان را دل افروز * شب است آتش به جانان را جگر سوز
شب آمد عرصه گيتى كند تنگ * به فرياد آورد مرغ شباهنگ
شب آمد كاروان عشق را مير * شب آمد قلزم پر موج تقدير
شب آمد كشتى درياى توحيد * شب آمد شهپر عنقاى تجريد
شب آمد حكمتآموز دل پاك * شب آمد گوهر افروز نُه افلاك
شب آمد موجزن درياى حيرت * شب آمد مستى صهباى حيرت
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٩