تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
نمىشود ) ساكنان و آباد كنندگان آنها ( كسانى كه در مسجدها گرد مىآيند ) بدترين اهل زمين هستند ( زيرا ) از آنها فتنه و تباهكارى بيرون آيد ، و در آنها معصيت و گناه جا گيرد ، بر مىگردانند در آن فتنه هر كه را كه از آن كناره گيرد ، و به سوى آن مىبرند ، هر كه را از آن مانده است ، خداوند سبحان مىفرمايد : « به حقّ خودم قسم ياد كرده‌ام كه فتنه و تباهكارى را بر آن مردم برانگيزم طورى كه بردبار خردمند در ( رهائى از ) آن سرگردان ماند ، و محققاً ( آنچه را فرموده ) به جا مىآورد ، و ما از خدا گذشت از لغزش غفلت و بى خبرى را درخواست مىنمائيم ( تا مانند فتنه جويان به كيفر جاويد گرفتار نشويم ) » . « 1 » در بعضى از كشورهاى اسلامى مشاهده مىشود ، مدارسى براى حفظ قرآن تأسيس شده است البته اين كار بسيار خوبى است ولى آيا اين اهتمامى كه براى حفظ و قرائت و تجويد به كار مىرود ، براى پياده شدن محتوى آن هم به كار مىرود ؟ ! چه اندازه از مفاهيم قرآن در آنجا پياده شده است ، گويا در اسلام نه برنامه‌هاى اخلاقى و نه سياسى و اجتماعى است . آرى در هر بيابانى مسجد ساخته‌اند ، چقدر زيبا و چقدر تميز ، اما از هدايت كه شعار اصلى مساجد است خبرى نيست . ساكنان اين گونه مساجد بدترين انسانهاى روى زمين هستند مگر بانى و ساكن مسجدى هم مىشود بدترين انسانها باشد ؟ ! بله جاى تعجب نيست ، چرا بدترين مردم نباشند در حالى كه به نام قرآن ، قرآن را به نابودى مىكشند ، به نام اسلام ، در صدد محو اسلام هستند ، كار به جائى رسيده كه استاد مىفرمودند : در پايتخت يكى از حكومت‌هاى به اصطلاح اسلامى ، بيمارى داشتيم و به دنبال آبميوه مىگشتيم ، گفتند آبميوه‌گيريها مشروب دارند ، و در نتيجه آبميوه‌ها هم در اثر نامبالاتى آنها نجس است ، شايد در زمان رژيم قبلى در ايران
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار ، كلمه 361 فيض و 369 صبحى صالح .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 295 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي