و با گوشتى ( زبان ) سخن مىگويد و با استخوانى ( گوش ) مىشنود و از شكافى ( بينى ) تنفس مىكشد . « 1 »
در پايان به عنوان حسن ختام و « ختامُه مِسكُ » سه روايت در مورد چشم و گوش و علم نافع تقديم مىشود :
1 . قال الصادق ( عليه السلام ) :
« كَلٌ عيَن باكيةٌ يَومَ القيامةِ الّا ثلاثة اعْيُن : عَينٌ غَضَّتْ عن مَحارم الله وعينٌ سَهَرتْ فى طاعة الله وعينٌ بَكَتْ فى جَوف الليل مِنْ خشيَة الله »
؛ امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : « هر چشمى روز قيامت گريان است مگر سه چشم 1 . چشمى كه فروگيرد خود را از محرمات الهى ( و نظر به آنها نكند ) 2 . چشمى كه شب زندهدار باشد در راه طاعت خدا 3 . چشمى كه بگريد در دل شب از خوف خدا » . « 2 »
2 . قال حسن بن على ( عليه السلام ) :
« انّ ابْصَرَ الابْصار ما نَفَذَ فى الخَير مَذْهَبُه واسْمَع الاسماع ما وَعَى التَّذكيرَ وانتقَعَ به » :
« بيناترين ديدهها ، ديدهاى است كه نظر و ديد آن در مسير خير باشد و سامعترين گوشها ، گوشى است كه اخذ كند تذكرات و پندها را و نفع ببرد از آنها » . « 3 »
3 . در روايتى آمده كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) داخل مسجد شدند درحالى كه جماعتى گرد مردى را احاطه كرده بودند پرسيدند چه خبر است ؟ گفته شد اين مردى كه مردم به دور او حلقه زدهاند علامه است فرمود : « علامه يعنى چه » ؟ ! گفتند آگاهترين مردم به انساب عرب و وقايع آنها و داناترين مردم نسبت به ايام جاهليت و عالم به اشعار و عربيّت است . حضرت فرمودند :
« ذاك علم لا يَضُرّ مَنْ جهله ولا يَنْفَعُ مَنْ علمه » :
« اين علمى است كه از عدمش ضررى متوجه انسان
هامش
( 1 ) . كلمه 7 از كلمات قصار نهجالبلاغه فيض الاسلام .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه خويى ، جلد 12 ذيل ( غُضّوا ابصارهم الخ ) نقل از وسائل .
( 3 ) . ميزان الحكمة ، جلد 4 ، صفحه 551 نقل از بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 109 .