[ إيقاد : ]
« فَإِذآ أَنْتُمْ مِّنْهُ تُوقِدُونَ »
« ايقاد » به معناى آتش افروختن است . « 1 »
[ أَيكه : ]
« أَيكه » ( بر وزن لَيله ) آبادى معروفى نزديك « مدين » بوده است ، « ايكه » در اصل ، به معناى محلى است كه درختان در هم پيچيده دارد كه در فارسى از آن به « بيشه » تعبير مىكنيم ، سرزمينى كه نزديك « مدين » قرار داشت ، و به خاطر داشتن آب و درختان زياد « ايكه » نام گرفت . قرائن نشان مىدهد كه آنها زندگى مرفه ، و ثروت فراوان داشتند ، و شايد به همين دليل ، غرق غرور و غفلت بودند ! « 2 »
[ إِيلاج : ]
« وَيُولِجُ النَّهارِ فِي اللَّيْلِ »
« إِيلاج » از مادّهء « ولوج » گرفته شده است ، و به معناى داخل كردن و نفوذ دادن است . « 3 »
[ إِيلاف : ]
« لِإيلافِ قُرَيْشٍ »
« إِيلاف » مصدر است ، به معناى الفت بخشيدن ؛ و « الفت » به معناى اجتماع توأم با انسجام و انس و التيام است . و اين كه بعضى « ايلاف » را به « مؤالفت و عهد و پيمان » تفسير كردهاند ، نه تناسبى با اين واژه دارد ، كه مصدر باب افعال است ، و نه با محتواى آيات اين سوره . « 4 »
[ إِيلاء : ]
« يُؤْلُونَ مِنْ نِسآئِهِمْ »
« إِيلاء » از مادّهء « أَلْوْ » آمده كه به معناى قدرتنمايى و تصميم است ، و از آنجا كه سوگند نمونهاى از آن مىباشد ، اين واژه بر آن اطلاق شده است . « 5 »
[ أَيْمَان : ]
« بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ »
« أَيْمَان » جمع « يمين » به معناى سوگند است ، و در اصل ، « يمين » به معناى دست راست مىباشد ، اما از آنجا كه به هنگام سوگند و بستن عهد و پيمان دست راست را به هم مىدهند ، و قسم ياد مىكنند ، اين كلمه تدريجاً در معناى سوگند به كار رفته است . « 6 »
[ أَيْمَن : ]
« شاطِئِ الْوادِ الأَيْمَنِ »
« أَيْمَن » به معناى راست و صفت است براى « شاطى » . « 7 »
* * *
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 80 ( ج 18 ، ص 491 )
( 2 ) . شعراء ، آيهء 76 ( ج 15 ، ص 356 )
( 3 ) . حديد ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 321 )
( 4 ) . قريش ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 374 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 226 ( ج 2 ، ص 180 )
( 6 ) . فاطر ، آيهء 42 ( ج 18 ، ص 312 )
( 7 ) . قصص ، آيهء 30 ( ج 16 ، ص 496 )