« هلال » گرفته شده است و به معناى بلند كردن صدا به هنگام رؤيت « هلال » است ؛ سپس به هر گونه صداى بلند ، گفته شده است . و به نخستين صداى گريهء نوزاد نيز گفته مىشود ، و چون به هنگام سر بريدن حيوانات ، نام بتها را با صداى بلند مىبردند تعبير به « أُهِلَّ » شده است . « 1 »
[ أَهل : ]
« وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ »
از تعبير به « اهل » كه در آيات متعددى از قرآن آمده ، استفاده مىشود كه موسى غير از همسرش ، در آنجا فرزند يا فرزندانى همراه داشته است ؛ روايات اسلامى نيز اين معنا را تأييد مىكند . در « تورات » در « سفر خروج » به آن تصريح شده است ، به علاوه همسرش ، در آن موقع باردار بود . « 2 »
[ أَهْلَكْتُ : ]
« يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَداً »
تعبير به « أَهْلَكْتُ » از مادّهء « هلاك - إِهلاك » اشاره به اين است كه اموال او در حقيقت نابود شده و بهرهاى عائدش نمىشود . « 3 »
[ أَهِلَّه : ]
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَهِلَّةِ »
« أَهِلَّه » جمع « هلال » به معناى ماه در شب اول و دوم است و بعضى گفتهاند : در سه شب نخستين « هِلال » نام دارد و بعداً به آن « قَمَر » مىگويند ، و بعضى بيش از آن را هلال ناميدهاند . « 4 »
[ أهون : ]
« وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ »
« أهون » از مادّهء « هَوْن » به معناى آسانتر است . « 5 »
[ أَيَّام : ]
« في أَيَّامٍ مَّعْدُوداتٍ »
با اين كه « أَيَّام » جمع « يَوْم » مذكر است ، صفت آن « مَعْلُومَات » يا « مَعْدُودات » به صورت مؤنث آورده شده ( جمع مكسر معمولًا با وصف مؤنث آورده مىشود ، اما مؤنث مفرد ، نه جمع به الف و تاء ) بعضى گفتهاند : به خاطر آن است كه ايام مركب از ساعات است كه داراى تاء تأنيث مىباشد .
و شايد اشارهاى به اين نكته باشد كه در تمام ساعات اين ايام ، به ياد خدا باشيد ؛ و گاهى به دورانهاى پيروزى ملتها نيز ايام گفته مىشود . و در سورهء « يونس » به معناى حوادث دردناكى است كه در دوران عمر اقوام گذشته واقع شده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 26 ) ؛ نحل ، آيهء 115 ( ج 11 ، ص 474 )
( 2 ) . قصص ، آيهء 29 ( ج 16 ، ص 86 )
( 3 ) . بلد ، آيهء 6 ( ج 27 ، ص 26 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 189 ( ج 2 ، ص 19 )
( 5 ) . روم ، آيهء 27 ( ج 16 ، ص 433 )
( 6 ) . بقره ، آيهء 203 ( ج 2 ، ص 88 ) ؛ آل عمران ، آيهء 140 ( ج 3 ، ص 146 ) ؛ يونس ، آيهء 102 ( ج 8 ، ص 479 )