[ إنْتَبَذَتْ : ]
« إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها »
كلمهء « إِنْتَبَذَتْ » از مادّهء « نبذ » به گفتهء « راغب » به معناى دور انداختن اشياء غير قابل ملاحظه است ؛ و اين تعبير ، در سورهء « مريم » شايد اشاره به آن باشد كه « مريم » به صورت متواضعانه ، گمنام و خالى از هر گونه كارى كه جلب توجّه كند ، از جمع كنارهگيرى كرد و آن مكان از خانهء خدا را براى عبادت انتخاب نمود . « 1 »
[ إِنْتَثَرَتْ : ]
« وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
« إِنْتَثَرَتْ » در اصل از مادّهء « نثر » ( بر وزن نصر ) به معناى پراكنده ساختن و « انتثار » به معناى پراكنده شدن ؛ و از آنجا كه پراكنده شدن ستارگان ( همانند گردنبندى كه رشتهء آن گسيخته باشد ) سبب مىشود هر كدام در گوشهاى بيفتد ، بسيارى از مفسران آن را به معناى سقوط ستارگان تفسير كردهاند ، و اين لازمهء معناى پراكندگى است . « 2 »
[ إنْتَصِر : ]
« أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ »
« انْتَصِر » از مادّهء « نَصر - انتصار » به معناى يارى طلبيدن است ( همانگونه كه در آيهء 41 سورهء « شورى » آمده است ) ؛ ولى در اينجا به معناى انتقام گرفتن تفسير شده ، انتقامى از روى حساب ، عدل و حكمت . بعضى نيز گفتهاند در تقدير « انْتَصِرْ لِى » بوده است ( يعنى مرا يارى كن ) . « 3 »
[ إنتظار : ]
« فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّةَ »
« انتظار » از مادّهء « نَظَر » معمولًا به حالت كسى گفته مىشود كه از وضع موجود ناراحت است و براى ايجاد وضع بهترى تلاش مىكند .
فى المثل بيمارى كه انتظار بهبودى مىكشد ، يا پدرى كه در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است ، از بيمارى و فراق فرزند ناراحتند و براى وضع بهترى مىكوشند .
همچنين تاجرى كه از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مىباشد اين دو حالت را دارد « بيگانگى با وضع موجود » و « تلاش براى وضع بهتر » .
بنابراين ، مسألهء انتظار حكومت حق و عدالت « مهدى » عليه السلام و قيام مصلح جهانى در واقع مُركّب از دو عنصر است ، عنصر « نفى » و عنصر « اثبات » .
عنصر نفى همان بيگانگى با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترى بودن است .
هامش
( 1 ) . مريم ، آيهء 16 ( ج 13 ، ص 46 )
( 2 ) . انفطار ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 220 )
( 3 ) . قمر ، آيهء 10 ( ج 23 ، ص 41 )