قرائت است ؛ چنان كه در اشعار عرب ، گاه به اين معنا آمده است . « 1 »
[ أُمِّى : ]
« الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّي »
دربارهء مفهوم « أُمِّى » كه از مادّهء « أُمّ » به معناى مادر ، يا « امّت » به معناى جمعيت گرفته شده است در ميان مفسران گفتگوست ؛ جمعى آن را به معناى درس نخوانده مىدانند ، يعنى به همان حالتى كه از مادر متولد شده باقى مانده و مكتب استادى را نديده است .
بعضى آن را به معناى كسى كه از ميان امّت و تودهء مردم برخاسته ، نه از ميان اشراف ، و مترفين و جباران .
و بعضى به مناسبت اين كه مكّه را « ام القرى » مىگويند اين كلمه را مرادف « مكّى » دانستهاند .
روايات اسلامى كه در منابع مختلف حديث وارد شده نيز ، بعضى آن را به معناى درس نخوانده ؛ و بعضى آن را به معناى مكّى تفسير كردهاند . ولى هيچ مانعى ندارد كه كلمهء « أُمِّى » اشاره به هر سه مفهوم بوده باشد و بارها گفتهايم كه استعمال يك لفظ در چند معنا ، هيچ مانعى ندارد ، و در ادبيات عرب شواهد فراوانى براى اين موضوع وجود دارد . « 2 »
[ أمين : ]
« وَ هذَا الْبَلَدِ الأَمينِ »
واژهء « امين » از مادّهء « أمْن » در اينجا ممكن است « فعيل » به معناى « فاعل » باشد و مفهومش « ذو الامانة » است و يا « فعيل » به معناى مفعول يعنى سرزمينى كه مردم در آن در امنيتند . « 3 »
[ أُمِّيُّون : ]
« أُمِّيُّونَ لايَعْلَمُونَ »
« أُمِّيُّون » جمع « امّى » در اينجا به معناى « درس نخوانده » است . « 4 »
[ أُمِّيِّين : ]
« فِي الأُمِّيِّينَ سَبيلٌ »
« أُمِّيِّين » به معناى افراد درس نخوانده و بى سواد است ؛ ولى منظور آنها مشركان عرب و اعراب بود كه معمولًا از خواندن و نوشتن آگاهى نداشتند ، و يا اين كه منظور آنها تمام كسانى بود كه از خواندن تورات و انجيل بىبهره بودند .
« أُمِّيِّينَ » در سورهء « جمعه » جمع « أُمّى » به معناى « درس نخوانده » منسوب به « امّ » ( مادر ) است ؛ يعنى مكتبى جز مكتب دامان مادرش را نديده است . و بعضى آن را به معناى « اهل مكّه » دانستهاند ؛ زيرا « مكّه » را « امّ القرى » ( مادر آبادىها ) مىناميدند .
ولى اين احتمال بعيد به نظر مىرسد ؛ چرا
هامش
( 1 ) . حج ، آيهء 52 ( ج 14 ، ص 154 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 157 ( ج 6 ، ص 469 )
( 3 ) . تين ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 161 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 78 ( ج 1 ، ص 371 )