توصيف هم بوده باشد مسلماً در اينجا منظور توصيف بى پايه و بى اساس است ؛ چرا كه در صدر و ذيل آيهء فوق ، قرائنى است كه دلالت بر اين معنا مىكند ؛ از يكسو ، به عنوان تعجب مىگويد : ببين چه مثلهايى مىزنند ؟ ! و از سوى ديگر ، مىگويد :
توصيفهايى ، كه سبب گمراهى غيرقابل بازگشت آنها مىشود . « 1 »
[ أَمَد : ]
« أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً »
« أَمَد » ( بر وزن صمد ) به معناى زمان است ؛ با اين تفاوت كه به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، « زمان » شامل ابتدا و انتها هر دو مىشود ، ولى « أَمَد » تنها به انتهاى زمان چيزى مىگويند . و نيز گفتهاند : « أَمَد » و « ابد » از نظر معنا به هم نزديكند ، با اين تفاوت كه « ابد » مدت نامحدود را شامل مىشود ، در حالى كه « أمد » مدت محدودى را ، هر چند طولانى باشد . « 2 »
[ أَمْدَدْنَاهُمْ : ]
« وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفاكِهَةٍ »
« أَمْدَدْنَاهُمْ » از مادّهء « امداد » در اينجا به معناى ادامه و افزايش و اعطا است ؛ يعنى ميوهها و غذاهاى بهشتى آن چنان نيست كه با تناول كردن كمبودى پيدا كند ، و يا همچون ميوههاى دنيا كه در فصول سال ، نوسان زيادى دارد تغييرى در آن حاصل شود ، بلكه هميشگى ، جاودانى و مستمر است . « 3 »
[ أَمَدَّكُمْ : ]
« أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِينَ »
« أَمَدَّكُمْ » از مادّهء « امداد » در اصل به اين گفته مىشود كه امورى را پشت سر هم و به طور منظم قرار دهند ؛ و از آنجا كه خداوند نعمتهايش را به طور دائم و تحت نظام خاصى به بندگان ارزانى مىدارد ، از آن تعبير به « امداد » شده است . « 4 »
[ أمر : ]
« مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِه »
منظور از « امر » قوانين و نظاماتى است كه به فرمان پروردگار در عالم هستى حكومت مىكند و آنها را در مسير خود رهبرى مىنمايد ؛ منظور از « امر » در سورهء « سجده » ، « دين و مذهب » است . « 5 »
[ إِمْر : ]
« لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً »
« إِمْر » ( بر وزن شمر ) به كار مهم شگفتآور و يا بسيار زشت گفته مىشود . « 6 »
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 9 ( ج 15 ، ص 41 )
( 2 ) . جنّ ، آيهء 25 ( ج 25 ، ص 144 )
( 3 ) . طور ، آيهء 22 ( ج 22 ، ص 446 )
( 4 ) . شعراء ، آيهء 133 ( ج 15 ، ص 323 )
( 5 ) . اعراف ، آيهء 54 ( ج 6 ، ص 253 ) ؛ سجده ، آيهء 5 ( ج 17 ، ص 132 )
( 6 ) . كهف ، آيهء 71 ( ج 12 ، ص 536 )