الايكه ، سرانجام سيلاب اشك را بر سرنوشت آنها از ديده روان سازند ! « 1 »
[ أمانت : ]
« وَ تَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ »
« امانت » از مادّهء « أمْن » گر چه معمولًا به امانتهاى مالى گفته مىشود ، ولى در منطق قرآن مفهوم وسيعى دارد كه تمام شئون زندگى اجتماعى ، سياسى و اخلاقى را در بر مىگيرد . لذا در حديث وارد شده است كه أَلْمَجالِسُ بِالْأَمَانَةِ : « گفتگوهايى كه در جلسات خصوصى مىشود امانت است » .
و در حديث ديگرى مىخوانيم : إِذا حَدَّثَ الرَّجُلُ بِحَدِيْثٍ ثُمَّ الْتَفَتَ فَهُوَ أَمَانَةٌ : « هنگامى كه كسى براى ديگرى سخنى نقل كند سپس به اطراف خود بنگرد ( كه آيا كسى آن را شنيد يا نه ) اين سخن امانت است » .
از اينرو آب و خاك اسلام در دست مسلمانان امانت الهى است ، فرزندان آنها امانت هستند ، و از همه بالاتر قرآن مجيد و تعليماتش امانت بزرگ پروردگار محسوب مىشود .
بعضى گفتهاند كه امانت خدا آئين اوست ، امانت پيامبر سنّت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها مىباشد ؛ ولى امانت در آيهء فوق همه را شامل مىشود . « 2 »
[ أَمَانِى : ]
« الْكِتابَ إِلّآ أَمَانِي »
« أَمَانِى » جمع « امنية » به معناى آرزو است . « 3 »
[ أَمَانِيُّهُم : ]
« أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا »
« أَمَانِيُّهُم » جمع « امنية » به معناى آرزوئى است كه انسان به آن نمىرسد . « 4 »
[ أُمَّت : ]
« كَانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَة »
« أُمَّت » از مادّهء « أُمّ » به معناى هر جماعتى است كه نوعى رابطه و وحدت در ميان آنها باشد ؛ خواه وحدت دينى يا از نظر زمان و مكان ، و يا هدف و مرام ، و در اصل از مادّهء « امّ » به معناى هر چيزى است كه اشياء ديگرى به آن ضميمه گردد ؛ به معناى مادر نيز آمده ، بنابراين به اشخاص متفرق و پراكنده « امّت » گفته نمىشود .
اين كلمه به معناى « وقت و زمان » نيز آمده ؛ چرا كه اجزاى زمان به هم پيوستهاند ، و يا به خاطر اين كه هر جماعت و گروهى در عصر و زمانى زندگى مىكنند ، و از بررسى موارد استعمال آن ، در قرآن كه به 64 مورد بالغ مىشود اين واقعيت تأييد مىگردد . خواه
هامش
( 1 ) . حجر ، آيهء 79 ( ج 11 ، ص 139 )
( 2 ) . انفال ، آيهء 27 ( ج 7 ، ص 173 ) ؛ معارج ، آيهء 32 ( ج 25 ، ص 45 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 78 ( ج 1 ، ص 372 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 111 ( ج 1 ، ص 462 )