به او الهام مىشود ، نمىفهمد مطلب را از كجا به دست آورده ، اما آن كه به او وحى مىشود هنگام وحى ، مىداند از كجا و به چه وسيله به او رسيده است . « 1 »
[ الياسين : ]
« عَلى إِلْ ياسينَ »
تعبير به « الياسين » به جاى « الياس » ، يا به خاطر اين است كه « الياسين » لغتى در واژهء « الياس » بوده و هر دو به يك معناست ؛ و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعى آمده است . نخست « الياس » منسوب گشته و « الياسى » شده ، سپس به صورت جمع در آمده و « الياسيين » گرديده ، و بعد مخفف شده و « الياسين » شده است .
( دقت كنيد ) . « 2 »
[ أليسع : ]
« وَ إِسْمَاعيلَ وَ الْيَسَعَ »
در اين كه « اليسع » چگونه نامى است ؟ و اشاره به كدام يك از پيامبران است ؟ در ميان مفسران و ادباى عرب گفتگوست كه بعضى آن را يك نام « عبرى » مىدانند كه در اصل « يوشع » بوده ، سپس الف و لام به آن داخل شده و « شين » تبديل به « سين » گرديده است .
و بعضى معتقدند كه يك اسم عربى است كه از « يسع » ( فعل مضارع از مادّهء وسعت ) گرفته شده است .
اين احتمال را نيز دادهاند كه به همين صورت نام يكى از انبياى پيشين بوده است ؛ و در هر حال از پيامبرانى است كه از نسل ابراهيم عليه السلام مىباشند . « 3 »
[ أُمّ : ]
« وَ لِتُنْذِرَ أُمُّ الْقُرىْ »
« أُمّ » به معناى اصل ، اساس ، ابتداء و آغاز هر چيزى است .
با توجّه به آنچه گفته شد ، روشن مىشود كه اگر به مكّه « أُمّ القرى » مىگويند به خاطر اين استكه اصلوآغاز پيدايش تمام خشكىهاى روى زمين است ؛ و اين كه عرب به مادر « امّ » مىگويد ، به خاطر آن است كه ريشهء خانواده و پناهگاه فرزندان است . « 4 »
[ أَمْ : ]
« أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ »
« أَمْ » دراينجا منقطعه وبهمعناى « بَل » مىباشد ؛ و اگر متصله باشد بايد لنگهاى در مقابل آن تقدير گرفته شود كه خلاف ظاهر است . « 5 »
[ إِمَّا : ]
« إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ »
« إِمَّا » در اصل مركب از « إِنْ » و « مَا » بوده
هامش
( 1 ) . شمس ، آيهء 8 ( ج 27 ، ص 60 )
( 2 ) . صافات ، آيهء 130 ( ج 19 ، ص 159 )
( 3 ) . انعام ، آيهء 86 ( ج 5 ، ص 406 )
( 4 ) . انعام ، آيهء 92 ( ج 5 ، ص 430 ) ؛ زخرف ، آيهء 4 ( ج 21 ، ص 21 )
( 5 ) . زمر ، آيهء 43 ( ج 19 ، ص 500 )