تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
تكرار ملالت‌انگيز مىباشد به آن گفته مىشود ( گاهى به صورت املاء و گاهى به صورت املال ) . « 1 »

[ وهّاب : ]

« رَبِّكَ الْعَزيزِ الْوَهَّابِ » « وهّاب » از مادّهء « هِبَة » صيغهء مبالغه و به معناى بسيار بخشنده است ، اشاره به اين كه : نبوت تنها يك موهبت نيست ، بلكه موهبتهاى متعددى است كه دست به دست هم مىدهد ، تا كسى بتواند عهده‌دار آن منصب گردد ، موهبت علم ، تقوا ، عصمت ، شجاعت و شهامت . « 2 »

[ وَهَّاج : ]

« سِراجاً وَهَّاجاً » « وَهَّاج » از مادّهء « وَهَج » ( بر وزن كرج ) به معناى نور و حرارتى است كه از آتش صادر مىشود بنابراين ، ذكر اين وصف براى اين چراغ پر فروغ آسمانى اشاره‌اى به دو نعمت بزرگ است كه خمير مايهء همهء مواهب مادى اين جهان است : « نور » و « حرارت » . در « لسان العرب » در معناى اين لغت مىگويد : حرارت آفتاب و آتش از فاصلهء دور است . « 3 »

[ وَهَبْنَا : ]

« وَوَهَبْنَا لِداوُدَ سُلَيْمَانَ » « وَهَبْنَا » از مادّهء « هِبَة » به معناى بخشيديم مىباشد . « 4 »

[ ويح ، ويس ، ويل : ]

« فَوَيْلٌ لِّلَّذِيْنَ كَفَرُوا » واژه‌هاى « ويل » ، « ويس » و « ويح » در لغت عرب ، در مواردى به كار مىرود كه شخصى به حال ديگرى تأسف مىخورد ، منتها « ويح » در مقام ترحم گفته مىشود ، « ويس » در مقام تحقير ، و « ويل » در موارد كارهاى زشت و قبيح . « وَيل » در لغت عرب ، در مواردى گفته مىشود كه فرد يا افرادى به هلاكت بيفتند ، و معناى عذاب و بدبختى را مىدهد ، و به گفتهء بعضى ، مفهومى شديدتر از عذاب دارد . جمعى گفته‌اند : « ويل » ، چاه يا دره‌اى است در دوزخ ، ولى منظور اين گويندگان اين نيست كه در لغت به اين معنا آمده ، بلكه در حقيقت بيان مصداق است . « وَيْل » را بعضى به معناى « هلاكت » ، بعضى به معناى « انواع عذاب » و بعضى آن را به معناى « وادى پر عذابى در جهنم » نيز تفسير كرده‌اند . اين كلمه معمولًا در مورد حوادث اسفناك به كار مىرود ، در سورهء « مرسلات » حكايت
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 282 ( ج 2 ، ص 448 ) ( 2 ) . ص ، آيهء 9 ( ج 19 ، ص 243 ) ( 3 ) . نبأ ، آيهء 13 ( ج 26 ، ص 38 ) ( 4 ) . ص ، آيهء 30 ( ج 19 ، ص 290 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 618 | شيخ محمد جعفر امامى