تكرار ملالتانگيز مىباشد به آن گفته مىشود ( گاهى به صورت املاء و گاهى به صورت املال ) . « 1 »
[ وهّاب : ]
« رَبِّكَ الْعَزيزِ الْوَهَّابِ »
« وهّاب » از مادّهء « هِبَة » صيغهء مبالغه و به معناى بسيار بخشنده است ، اشاره به اين كه :
نبوت تنها يك موهبت نيست ، بلكه موهبتهاى متعددى است كه دست به دست هم مىدهد ، تا كسى بتواند عهدهدار آن منصب گردد ، موهبت علم ، تقوا ، عصمت ، شجاعت و شهامت . « 2 »
[ وَهَّاج : ]
« سِراجاً وَهَّاجاً »
« وَهَّاج » از مادّهء « وَهَج » ( بر وزن كرج ) به معناى نور و حرارتى است كه از آتش صادر مىشود بنابراين ، ذكر اين وصف براى اين چراغ پر فروغ آسمانى اشارهاى به دو نعمت بزرگ است كه خمير مايهء همهء مواهب مادى اين جهان است : « نور » و « حرارت » .
در « لسان العرب » در معناى اين لغت مىگويد : حرارت آفتاب و آتش از فاصلهء دور است . « 3 »
[ وَهَبْنَا : ]
« وَوَهَبْنَا لِداوُدَ سُلَيْمَانَ »
« وَهَبْنَا » از مادّهء « هِبَة » به معناى بخشيديم مىباشد . « 4 »
[ ويح ، ويس ، ويل : ]
« فَوَيْلٌ لِّلَّذِيْنَ كَفَرُوا »
واژههاى « ويل » ، « ويس » و « ويح » در لغت عرب ، در مواردى به كار مىرود كه شخصى به حال ديگرى تأسف مىخورد ، منتها « ويح » در مقام ترحم گفته مىشود ، « ويس » در مقام تحقير ، و « ويل » در موارد كارهاى زشت و قبيح .
« وَيل » در لغت عرب ، در مواردى گفته مىشود كه فرد يا افرادى به هلاكت بيفتند ، و معناى عذاب و بدبختى را مىدهد ، و به گفتهء بعضى ، مفهومى شديدتر از عذاب دارد .
جمعى گفتهاند : « ويل » ، چاه يا درهاى است در دوزخ ، ولى منظور اين گويندگان اين نيست كه در لغت به اين معنا آمده ، بلكه در حقيقت بيان مصداق است .
« وَيْل » را بعضى به معناى « هلاكت » ، بعضى به معناى « انواع عذاب » و بعضى آن را به معناى « وادى پر عذابى در جهنم » نيز تفسير كردهاند .
اين كلمه معمولًا در مورد حوادث اسفناك به كار مىرود ، در سورهء « مرسلات » حكايت
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 282 ( ج 2 ، ص 448 )
( 2 ) . ص ، آيهء 9 ( ج 19 ، ص 243 )
( 3 ) . نبأ ، آيهء 13 ( ج 26 ، ص 38 )
( 4 ) . ص ، آيهء 30 ( ج 19 ، ص 290 )