[ ظُلُمَاتِ الأَرْضِ : ]
« فِى ظُلُمَاتِ الأَرْضِ »
« ظُلُمَاتِ الأَرْضِ » در روايات به معناى رحم مادران و در لغت به معناى تاريكىهاى زمين است . « 1 »
[ ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ : ]
« في ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ »
تعبير به « ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ » ( ظلمتهاى سهگانه ) اشاره به ظلمت شكم مادر ، ظلمت رحم ، و مشيمه ( كيسهء مخصوصى كه جنين در آن قرار گرفته است ) مىباشد كه در حقيقت سه پردهء ضخيم است كه بر روى جنين كشيده شده . « 2 »
[ ظَلُّوا : ]
« فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ »
« ظَلُّوا » از مادّهء « ظِلّ » دليل بر استمرار كارى در روز مىباشد ، و عرب اين تعبير را در مورد شب نمىكند ، بلكه به جاى آن « باتُوا » كه از مادّهء « بيتوته » است ، استعمال مىكند . « 3 »
[ ظُلَّه : ]
« عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ »
« ظُلَّه » از مادّهء « ظِلّ » در اصل به معناى قطعه ابرى است كه سايه مىافكند ، بسيارى از مفسرين در ذيل آيه ، چنين نقل كردهاند :
هفت روز ، گرماى سوزانى سرزمين آنها را فرا گرفت ، و مطلقاً نسيمى نمىوزيد ، ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد ، و نسيمى وزيدن گرفت ، آنها از خانههاى خود بيرون ريختند و از شدت ناراحتى به سايهء ابر پناه بردند . در اين هنگام ، صاعقهاى مرگبار از ابر برخاست ، صاعقهاى با صداى گوش خراش ، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ريخت ، لرزهاى بر زمين افتاد ، و همگى هلاك و نابود شدند . « 4 »
[ ظَليل : ]
« وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَليلًا »
« ظَليل » از مادّهء « ظِلّ » به معناى سايه است و در اينجا براى تأكيد به كار رفته است ؛ زيرا « ظِلِّ ظَلِيْل » مجموعاً معناى « سايهء سايه دار » مىدهد و آن كنايه از يك سايهء كامل و هميشگى و مرفه است . « 5 »
[ ظنّ : ]
« يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُّلاقُوا »
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « ظنّ » به معناى « اعتقادى » است كه از دليل و قرينه حاصل مىشود ، اين اعتقاد گاه قوى مىشود و به مرحلهء يقين مىرسد و گاه ضعيف است و از حد گمان تجاوز نمىكند . « 6 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 59 ( ج 5 ، ص 343 )
( 2 ) . زمر ، آيهء 6 ( ج 19 ، ص 404 )
( 3 ) . حجر ، آيهء 14 ( ج 11 ، ص 52 )
( 4 ) . شعراء ، آيهء 189 ( ج 15 ، ص 366 )
( 5 ) . نساء ، آيهء 57 ( ج 3 ، ص 545 )
( 6 ) . بقره ، آيهء 46 ( ج 1 ، ص 262 ) ؛ فصّلت ، آيهء 48 ( ج 20 ، ص 338 )