تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

[ ظُلُمَاتِ الأَرْضِ : ]

« فِى ظُلُمَاتِ الأَرْضِ » « ظُلُمَاتِ الأَرْضِ » در روايات به معناى رحم مادران و در لغت به معناى تاريكىهاى زمين است . « 1 »

[ ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ : ]

« في ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ » تعبير به « ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ » ( ظلمت‌هاى سه‌گانه ) اشاره به ظلمت شكم مادر ، ظلمت رحم ، و مشيمه ( كيسهء مخصوصى كه جنين در آن قرار گرفته است ) مىباشد كه در حقيقت سه پردهء ضخيم است كه بر روى جنين كشيده شده . « 2 »

[ ظَلُّوا : ]

« فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ » « ظَلُّوا » از مادّهء « ظِلّ » دليل بر استمرار كارى در روز مىباشد ، و عرب اين تعبير را در مورد شب نمىكند ، بلكه به جاى آن « باتُوا » كه از مادّهء « بيتوته » است ، استعمال مىكند . « 3 »

[ ظُلَّه : ]

« عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ » « ظُلَّه » از مادّهء « ظِلّ » در اصل به معناى قطعه ابرى است كه سايه مىافكند ، بسيارى از مفسرين در ذيل آيه ، چنين نقل كرده‌اند : هفت روز ، گرماى سوزانى سرزمين آنها را فرا گرفت ، و مطلقاً نسيمى نمىوزيد ، ناگاه قطعه ابرى در آسمان ظاهر شد ، و نسيمى وزيدن گرفت ، آنها از خانه‌هاى خود بيرون ريختند و از شدت ناراحتى به سايهء ابر پناه بردند . در اين هنگام ، صاعقه‌اى مرگبار از ابر برخاست ، صاعقه‌اى با صداى گوش خراش ، و به دنبال آن آتش بر سر آنها فرو ريخت ، لرزه‌اى بر زمين افتاد ، و همگى هلاك و نابود شدند . « 4 »

[ ظَليل : ]

« وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَليلًا » « ظَليل » از مادّهء « ظِلّ » به معناى سايه است و در اينجا براى تأكيد به كار رفته است ؛ زيرا « ظِلِّ ظَلِيْل » مجموعاً معناى « سايهء سايه دار » مىدهد و آن كنايه از يك سايهء كامل و هميشگى و مرفه است . « 5 »

[ ظنّ : ]

« يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُّلاقُوا » « راغب » در « مفردات » مىگويد : « ظنّ » به معناى « اعتقادى » است كه از دليل و قرينه حاصل مىشود ، اين اعتقاد گاه قوى مىشود و به مرحلهء يقين مىرسد و گاه ضعيف است و از حد گمان تجاوز نمىكند . « 6 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 59 ( ج 5 ، ص 343 ) ( 2 ) . زمر ، آيهء 6 ( ج 19 ، ص 404 ) ( 3 ) . حجر ، آيهء 14 ( ج 11 ، ص 52 ) ( 4 ) . شعراء ، آيهء 189 ( ج 15 ، ص 366 ) ( 5 ) . نساء ، آيهء 57 ( ج 3 ، ص 545 ) ( 6 ) . بقره ، آيهء 46 ( ج 1 ، ص 262 ) ؛ فصّلت ، آيهء 48 ( ج 20 ، ص 338 )