تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
اختيار و آزادى اراده بندگان است ، نه شيطان مجبور است شيطنت كند ، نه كافران مجبورند راه كفر و عناد و راه شيطان را پيش گيرند ، و نه سرنوشت قطعى و خارج از اراده ، براى كسى مقرر شده است . « 1 »

[ ظُلَل : ]

« في ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ » « ظُلَل » جمع « ظُلَّة » ( بر وزن قلّه ) به هر چيزى گفته مىشود كه سايه افكن باشد . مفسران نيز براى آن چند معنا ذكر كرده‌اند : « راغب » در « مفردات » مىگويد : « ظُلّه » به معناى « ابرى است كه سايه مىافكند » ، و غالباً در مواردى به كار مىرود كه موضوع ناخوشايندى در كار است . بعضى نيز ، آن را به معناى « سايبان » از مادّهء « ظلّ » دانسته‌اند . و بعضى نيز ، آن را به معناى كوه گرفته‌اند . گر چه اين معانى - در رابطه با آيهء 32 سورهء « لقمان » - تفاوت زيادى با هم ندارد ، ولى ، با توجّه به اين كه در قرآن كراراً اين كلمه به معناى ابرهاى سايه‌افكن آمده ، و با توجّه به اين كه تعبير « غَشِيَهُم » ( آنها را مىپوشاند ) تناسب بيشترى با معناى ابر دارد ، اين تفسير نزديك‌تر به نظر مىرسد . يعنى امواج عظيم دريا آن چنان برمىخيزد ، و اطراف آنها را احاطه مىكند كه گويى ابرى بر سر آنان سايه افكنده است ، سايه‌اى وحشتناك وهول‌انگيز . « ظُلَل » به معناى پرده‌اى است كه در طرف بالا نصب شود ، بنابراين اطلاق آن در سورهء « زمر » بر فرشى كه در زير پا گسترده است ، يك نوع اطلاق مجازى و از باب توسعه در مفهوم كلمه است . بعضى از مفسران ، گفته‌اند : چون دوزخيان در ميان طبقات جهنم گرفتارند پرده‌هاى آتش هم بالاى سر آنها ، و هم زير پاى آنها است ، و حتى اطلاق كلمهء « ظُلَل » بر پرده‌هاى پايينى ، مجاز نيست . « 2 »

[ ظلم : ]

« لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ » « ظلم » تنها ستم كردن به ديگران نيست ، بلكه ظلم ( در برابر عدل ) در سورهء « بقره » به معناى وسيع كلمه به كار رفته و نقطهء مقابل عدالت به معناى گذاردن هر چيز به جاى خويش است . بنابراين ظلم آن است كه شخص يا كار يا چيزى را در موقعيتى كه شايستهء آن نيست قرار دهند . « ظلم » در سورهء « زمر » معناى وسيعى دارد كه هم شرك را شامل مىشود ، و هم مظالم ديگر را . « 3 »
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 182 ( ج 3 ، ص 253 ) ؛ انفال ، آيهء 51 ( ج 7 ، ص 248 ) ؛ ق ، آيهء 29 ( ج 22 ، ص 282 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 210 ( ج 2 ، ص 105 ) ؛ لقمان ، آيهء 32 ( ج 17 ، ص 99 ) ؛ زمر ، آيهء 16 ( ج 19 ، ص 426 ) ( 3 ) . بقره ، آيهء 124 ( ج 1 ، ص 505 ) ؛ زمر ، آيهء 37 ( ج 19 ، ص 510 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 364 | شيخ محمد جعفر امامى