انسانها هستند كه با زلزلهء رستاخيز از درون قبرها به خارج پرتاب مىشوند ، نظير آنچه در سورهء « انشقاق » آيهء 4 آمده است : « وَ أَلْقَتْ مَا فِيْها وَ تَخَلَّتْ » .
و بعضى گفتهاند : گنجهاى درون خود را بيرون مىريزد ، و مايهء حسرت دنياپرستان بى خبر مىگردد .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور بيرون فرستادن مواد سنگين و مذاب درون زمين است ، كه معمولًا كمى از آن به هنگام آتشفشانها و زلزلهها بيرون مىريزد ، در پايان جهان ، آنچه در درون زمين است ، به دنبال آن زلزلهء عظيم به بيرون پرتاب مىشود .
تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد ، هر چند جمع ميان اين تفاسير نيز بعيد نيست .
و نيز گفته شده « أثقال » جمع « ثقل » ( بر وزن فكر ) به معناى « بار » است . و بعضى آن را جمع « ثقل » ( بر وزن عمل ) به معناى وسائل خانه يا وسائل مسافر دانستهاند ؛ ولى معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد . « 1 »
[ أَثْل : ]
« أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ »
« أَثْل » از مادّهء « اثل » ( بر وزن اصل ) به معناى درخت « شوره گز » است . « 2 »
[ إِثْم : ]
« قُلْ فِيْهِمآ إِثْمٌ كَبِيرٌ »
« اثْم » از مادّهء « اثم » به گفتهء « معجم مقاييس اللغة » در اصل ، به معناى كُندى و عقب افتادن است ؛ و از آنجا كه گناه ، انسان را از رسيدن به خيرات ، عقب مىاندازد ، اين واژه بر آن اطلاق شده است . به هر حال ، « اثم » به هر كار و هر چيزى گفته مىشود كه حالتى در روح و عقل به وجود مىآورد ، و انسان را از رسيدن به نيكىها و كمالات باز مىدارد .
و به معناى هر گونه كارى است كه زيانبخش باشد و موجب انحطاط مقام انسان گردد ، و او را از رسيدن به ثواب و پاداش نيك باز دارد ؛ بنابراين هر نوع گناهى در مفهوم وسيع « اثم » داخل است .
ولى بعضى از مفسران ، « إِثْم » را در اينجا تنها به معناى « شراب » گرفتهاند و شامل گناهانى مىشود كه جنبهء فردى دارد ( مانند شرب خمر ) . « 3 »
[ أَثِيم : ]
« كَانَ خَوَّاناً أَثِيماً »
« أَثِيم » به معناى گناهكار است و به عنوان تأكيد براى « خَوَّان » ذكر شده و از مادّهء « اثم » ( بر وزن اسم ) در اصل ، به معناى كارى است كه انسان را از كسب ثواب تأخير مىاندازد و معمولًا به معناى گناه به كار مىرود . بنابراين
هامش
( 1 ) . زلزله ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 245 )
( 2 ) . سبأ ، آيهء 16 ( ج 18 ، ص 73 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 219 ( ج 2 ، ص 144 ) ؛ اعراف ، آيهء 33 ( ج 6 ، ص 191 ) ؛ مجادله ، آيهء 8 ( ج 23 ، 443 )