تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

[ ثُلّة : ]

« ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلينَ » « ثُلّة » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : در اصل به معناى « قطعه مجتمع از پشم » است ، سپس به معناى جماعت و گروه به كار رفته است . بعضى نيز آن را از « ثَلَّ عَرْشُهُ » ( تختش فرو ريخت و حكومتش قطع شد ) گرفته و آن را به معناى « قَطَعَهُ » مىدانند ؛ و در اينجا به قرينهء مقابله با « وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ » به معناى قطعه عظيم است . « 1 »

[ ثُمَّ : ]

« ثُمَّ جَعَلَ مِنْها » تعبير به « ثُمَّ » هميشه براى تأخير زمانى نيست ، بلكه گاهى براى تأخير بيان مىآيد ؛ مثلًا مىگوئيم : « كار امروز تو را ديديم ، سپس كار ديروزت را هم نيز مشاهده كرديم » ، در حالى كه اعمال ديروز ، مسلماً قبل از اعمال امروز واقع شده ، ولى توجّه به آن در مرحله بعد بوده است . « 2 »

[ ثمود : ]

« وَ ثَمُودَ الَّذينَ جابُوا » قوم « ثمود » از قديمىترين اقوام‌اند ، پيامبرشان صالح عليه السلام بود ، و در سرزمينى به نام « وادى القرى » ميان « مدينه » و « شام » زندگى داشتند ، تمدنى پيشرفته و زندگانى مرفه ، و صاحب ساختمان‌هاى عظيم و پيشرفته بودند . بعضى گفته‌اند : « ثمود » نام پدر قبيله بود كه به آن ناميده شده‌اند . « ثمود » از نظر ريشهء لغت از مادّهء « ثمد » ( بر وزن نمد ) ، به معناى آب كمى است كه ماده نداشته باشد ، و « مثمود » به كسى مىگويند كه از او زياد مطالبهء اموال كنند ، به اندازه‌اى كه اموالش نقصان پذيرد ، بعضى نيز اين كلمه را عجمى مىدانند ( مفردات راغب ) . « 3 »

[ ثُوِّب : ]

« هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ » « ثُوِّب » از مادّهء « ثَوْب » ( بر وزن جوف ) ، در اصل ، به معناى بازگشتن چيزى به حالت نخستين است ، و « ثواب » به پاداشى گفته مىشود كه به انسان در مقابل اعمالش مىدهند ؛ چرا كه نتيجهء اعمالش به او برمىگردد ، اين واژه ، هم در جزاى نيك و هم بد به كار مىرود ، هر چند غالباً در مورد خير استعمال مىشود . « 4 » * * *
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيات 13 ، 39 ( ج 23 ، صفحات 218 ، 235 ) ( 2 ) . زمر ، آيهء 6 ( ج 19 ، ص 400 ) ( 3 ) . فجر ، آيهء 9 ( ج 26 ، ص 470 ) ( 4 ) . مطففين ، آيهء 36 ( ج 26 ، ص 300 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 155 | شيخ محمد جعفر امامى