تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
مملوك مالك الملوك و خالق عالم هستى است . « 1 »

[ ثُعْبان : ]

« هِيَ ثُعْبانٌ مُّبينٌ » « ثُعْبان » به معناى مار عظيم است كه از آن در فارسى تعبير به « اژدها » مىشود . « راغب » در « مفردات » احتمال داده كه اين واژه از مادّهء « ثعب » به معناى جريان آب گرفته شده باشد ؛ زيرا حركت اين حيوان به نهرهايى شباهت دارد كه به صورت مارپيچ ، حركت مىكند و « ثعبان مبين » به معناى اژدهاى آشكار است . « 2 »

[ ثقب : ]

« ثقب » سوراخى را گويند كه در چوب ايجاد مىكنند . « 3 »

[ ثَقِفْتُمُوهُمْ : ]

« حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ » « ثَقِفْتُمُوهُمْ » از مادّهء « ثقافت » به معناى « دست يافتن بر چيزى با دقت و مهارت » است . « 4 »

[ ثُقِفُوا : ]

« أَيْنَ مَا ثُقِفُوا » « ثُقِفُوا » در اصل ، از مادّهء « ثقف » ( بر وزن سقف ) و ثقافت به معناى يافتن چيزى با مهارت است ، و به هر چيزى كه انسان با دقت و مهارت به آن دست يابد اين واژه اطلاق مىشود و اگر به علم و فرهنگ ، ثقافت گفته مىشود نيز به همين جهت است . « 5 »

[ ثَقَل : ]

« لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ » « ثَقَل » ( بر وزن خبر ) معمولًا به متاع و بار مسافر گفته مىشود ، و اطلاق آن بر گروه جن و انس به خاطر سنگينى معنوى آنهاست ؛ چرا كه خداوند به آنها از نظر عقل ، شعور ، علم و آگاهى ، وزن و ارزش خاصى داده است ، هر چند از نظر جسمى نيز در مجموع ، سنگينى قابل ملاحظه‌اى دارند . « 6 »

[ ثَقَلان : ]

« لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ » « ثَقَلان » از مادّهء « ثِقْل » ( بر وزن كبر ) به معناى بار سنگين است ، و به معناى « وزن » نيز آمده است . « 7 »

[ ثُلاثَ : ]

« مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ » « ثُلاثَ » به معناى « سه تا سه تا » است . « 8 »
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 6 ( ج 13 ، ص 185 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 107 ( ج 6 ، ص 339 ) ؛ شعراء ، آيهء 32 ( ج 15 ، ص 240 ) ؛ قصص ، آيهء 31 ( ج 16 ، ص 89 ) ( 3 ) . ق ، آيهء 36 ( ج 22 ، ص 292 ) ( 4 ) . نساء ، آيهء 91 ( ج 4 ، ص 85 ) ( 5 ) . آل عمران ، آيهء 112 ( ج 3 ، ص 76 ) ؛ احزاب ، آيهء 61 ( ج 17 ، ص 460 ) ( 6 ) . رحمن ، آيهء 31 ( ج 23 ، ص 159 ) ( 7 ) . رحمن ، آيهء 31 ( ج 23 ، صفحات 158 ، 159 ) ( 8 ) . نساء ، آيهء 3 ( ج 3 ، ص 324 )