پيامبرش را راضى كنند ( وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كَانُوا مُؤْمِنِينَ ) » .
جالب توجّه اينكه در جملهء فوق چون سخن از « خدا » و « پيامبر » در ميان است و قاعدتاً بايد « ضمير » به صورت « تثنيه » آورده شود ، ولى با اين حال ضمير مفرد به كار رفته است ( منظور ضمير « يرضوه » مىباشد ) . اين تعبير در حقيقت اشاره به اين است كه رضايت پيامبر صلى الله عليه و آله از رضايت خدا ، جدا نيست و او همان مىپسندد كه خدا مىپسندد ، و به تعبير ديگر اين اشاره به حقيقت « توحيد افعالى » است ، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل خدا از خود استقلالى ندارد ، و رضا و غضب او همه به خدا منتهى مىشود ، همه براى او و در راه اوست .
در پارهاى از روايات نقل شده كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله مردى ضمن سخنان خود چنين گفت : « مَنْ أَطَاعَ اللَّه وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ ، وَ مَنْ عَصَاهُمَا فَقَدْ غَوَى ؛ كسى كه خدا و پيامبرش صلى الله عليه و آله را اطاعت كند ، رستگار است و كسى كه اين دو را مخالفت كند گمراه و نارستگار است . »
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين تعبير را شنيد كه او خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله را در يك رديف قرار داده و با « ضمير » ذكر كرده ، ناراحت شد و فرمود : « بِئْسَ الْخَطِيْبُ أَنْتَ ، هَلّا قُلْتَ وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ؟ « 1 » ؛ تو بد سخنگويى هستى ! چرا نگفتى هر كس نافرمانى خدا و پيامبرش را كند . . .
( بلكه با ضمير تثنيه آوردى و گفتى هر كه آن دو را مخالفت كند ) . »
* * * در آيهء بعد ، اينگونه افراد منافق را شديداً تهديد مىكند ، و مىگويد : « مگر نمىدانند كسى كه با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت كند ، براى او آتش دوزخ است كه جاودانه در آن مىماند ( أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِداً فِيهَا ) » .
سپس براى تأكيد اضافه مىكند « اين رسوايى و ذلّت بزرگى است ( ذَلِكَ الْخِزْىُ الْعَظِيمُ ) » .
« يُحَادِد » از مادّهء « محادّه » و از ريشهء « حد » است كه به معناى طرف و نهايت چيزى
هامش
( 1 ) . تفسيرابوالفتوح رازى ، ذيل آيهء مورد بحث .