تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
( امّا ) اين بنايى را كه آنها ساختند ، همواره به صورت يك وسيلهء شكّ و ترديد در دل‌هايشان باقى مىماند ، مگر اينكه دلهايشان پاره پاره شود ( و بميرند ؛ و گرنه ، هرگز از دل آنها بيرون نمىرود ) ؛ و خداوند دانا و حكيم است ! * * * مفسّران در شأن نزول آيات فوق گفته‌اند كه اين آيات دربارهء گروهى ديگر از منافقان نازل شده كه براى تحقّق بخشيدن به نقشه‌هاى شوم خود اقدام به ساختن مسجدى در مدينه كردند كه بعداً به نام مسجد « ضرار » معروف شد . اين موضوع را همهء مفسّران اسلامى و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كرده‌اند ، اگرچه در جزئيّات آن تفاوت‌هايى ديده مىشود . خلاصهء جريان به طورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مىشود ، چنين است : گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند : به ما اجازه بده مسجدى در ميان قبيلهء بنىسالم ( نزديك مسجد قبا ) بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پير مردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند ، و همچنين در شب‌هاى بارانى كه گروهى از مردم توانايى آمدن به مسجد شما را ندارند ، فريضهء اسلامى خود را در آن انجام دهند ؛ و اين در موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم جنگ تبوك بود . پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد ، ولى آنها اضافه كردند : آيا ممكن است شخصاً بياييد و در آن نماز بگزاريد ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : من فعلًا عازم سفرم ، و هنگام بازگشت بخواست خدا به آن مسجد مىآيم و نماز در آن مىگزارم . هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تبوك بازگشت ، نزد او آمدند و گفتند : اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيايى و در آنجا نماز بگزارى ، و از خدا بخواهى ما را بركت دهد ؛ و اين در حالى بود كه هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله وارد دروازهء مدينه نشده بود . در اين هنگام پيك وحى خدا نازل شد و آيات فوق را آورد و پرده از اسرار كار آن‌ها برداشت ، و به دنبال آن پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد مسجد مزبور را آتش زنند ، و بقاياى آن را ويران كنند ، و جاى آن را محلّ ريختن زباله‌هاى شهر سازند .