به همين ترتيب دروس متن ( در غير فلسفه و عرفان ) خاتمه يافت .
* * *
[ از نجف اشرف تا برگشت به تبريز ]
سال 1304 براى تكميل تحصيلات خودم عازم حوزهء نجف گرديدم و به مجلس درس مرحوم آية اللّه آقاى شيخ محمد حسين اصفهانى حاضر شده يك دوره خارج اصول ، كه تقريباً شش سال طول كشيد و چهار سال نيز خارج فقه معظم له را درك نمودم و همچنين هشت سال در خارج فقه مرحوم آية اللّه نائينى و يك دوره خارج اصول معظم له حضور يافتم و كمى نيز به خارج فقه مرحوم آية اللّه آقاى سيد ابوالحسن اصفهانى رفتم . كليات علم رجال را نيز پيش مرحوم آية اللّه حجت كوه كمرى رفتم .
در فلسفه نيز به درس حكيم و فيلسوف معروف وقت ، مرحوم آقاى سيد حسين بادكوبى موفق شدم . در ظرف شش سال كه پيش معظمله تلمّذ مىكردم منظومهء سبزوارى و اسفار و مشاعر ملاصدرا و دورهء شفاى بوعلى و كتاب اثولوجيا و تمهيد ابنتركه و اخلاق ابن مسكويه را خواندم .
مرحوم بادكوبى از فرط عنايتى كه به تعليم و تربيت نويسنده داشت براى اينكه مرا به طرز تفكر برهانى آشنا ساخته و به ذوق فلسفى تقويت بخشد ، امر فرمود كه به تعليم رياضيات پردازم . در امتثال امر معظمله به درس مرحوم آقا سيد ابوالقاسم خوانسارى كه رياضىدان زبردستى بود حاضر شدم و يك دورهء حساب استدلالى و يك دورهء هندسهء مسطّحه و فضايى و جبر استدلالى از معظمله فرا گرفتم .
* * * سال 1314 در اثر اختلال وضع معاش ، ناگزير به مراجعت شده به زادگاه اصلى خود ( تبريز ) برگشتم و ده سال و خردهاى در آن سامان به سر بردم كه حقاً بايد اين دوره را در زندگى خود دورهء خسارت روحى بشمارم ، زيرا در اثر گرفتارى ضرورى به معاشرت عمومى وسيلهء تأمين معاش - كه از مجراى فلاحت بود - از تدريس و تفكر علمى - جز مقدارى بسيار ناچيز - باز مانده بودم و پيوسته با يك شكنجه درونى به سر مىبردم .
* * *
[ اقامت در قم ]
در سال 1325 از سر و سامان خود چشم پوشيده زادگاه اصلى را ترك گفتم و متوجه