نزد خدا از آنان شفاعت كنند ، شرك است و عبادتى براى غير خداست . « 1 »
اينها مختصر عقايد وهابيون مىباشد كه توسط محمّدبن عبدالوهاب در قرن دوازدهم هجرى بنيان گذاشته شد « 2 » و ريشه در عقايد ابن تيميه در قرن هشتم دارد ، كه بارها به خاطر آن از طرف فقها و قضات شافعى و مالكى و حنفى تكفير شد . اكثر آن عقايد در كتاب وى به نام منهاج السنه آمده است . « 3 » كتابى كه به تعبير علّامه امينى در الغدير مصداق ضد معنى خود مىباشد ، يعنى منهاج البدعة و كتاب گمراهى و دروغ و انكار مسلمات است . « 4 »
قبل از پرداختن و بررسى آيات قرآن كريم در خصوص جواز و عدم جواز واسطه قراردادن و توسل به غير خداوند و كمك طلبيدن از وسايط ، يك سؤال مطرح مىكنم و پاسخ آن را بر عهدهء منصفان وهابى مىگذارم ، اگر چه هم پاسخ اين سؤال بسيار روشن است و هم بطلان عقايد توحيد ستيز آنها .
عقايد وهابيون از دو قرن قبل تاكنون براى توحيد و اسلام چه كرده و چه آثارى داشته ؟
چقدر موجب اعتلاى كلمةاللَّه و محو كلمهء كفر كه هدف بعثت پيامبر اكرم بوده ، « 5 » گرديده است ؟ آيا اين عقايد موجب نشده است وهابيون مصداق آيهء
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ »
« 6 » شوند و لطمهء زيادى به توحيد و مسلمانان جهان وارد نمايند و باعث تقويت كفر و كفار و بدبختى و خوارى مسلمانان گردند ؟ !
به نظر نگارنده اگر وهابيون و كليهء مسلمانان كه عقايدى مخالف وهابيون دارند ، به پاى ميز محاكمه بنشينند كه عقايد كداميك به هدف بعثت پيامبر لطمه زده و موجب تقويت و بسط كفر و مظاهر آن شده و مسلمانان را در ميان ملل و نحل مختلف موجود دنيا ، به ذلت و خوارى كشيده است ، صحت و بطلان عقايد توحيد ستيز وهابيون واضحتر از آن مىگرديد كه بخواهيم سراغ استدلال در پرتو آيات قرآن برويم ! با نگرشى هر چند سطحى به آيات قرآن مىتوان فهميد چقدر آنان به خطا رفته و چه مسلمات و بديهياتى
هامش
( 1 ) . فرقهء وهابى و پاسخ به شبهات آنها ، علّامه قزوينى ، ترجمه على دوانى ، ص 119
( 2 ) . كشف الارتياب ، ص 3
( 3 ) . الدرالكامنه ، ابن حجر عسقلانى ، به نقل از فرقهء وهابى و پاسخ به شبهات آنها ، ص 19
( 4 ) . الغدير ، علّامه امينى ، ج 3 ، ص 148
( 5 ) . توبه ( 9 ) آيه 40
( 6 ) . ابراهيم ( 14 ) آيه 28