معنى مىكنند كه : آفريدگار ، رزاق و مدبرِ امور فقط خداوند است و توحيد عبادى را آن مىدانند كه تمام انواع عبادت را مخصوص خداكنيم و مىگويند : توحيد ربوبى بدون توحيد عبادى سودمند نيست . « 1 »
و معتقدند رهايى از شرك با شناخت چهار قاعده حاصل مىگردد :
اوّل : آنكه كفارى كه پيامبر اسلام با آنان به نبرد برخاست ، اعتراف داشتند خداوند ، آفريدگار و روزى دهنده و تدبير كنندهء عالم است ، ولى هيچ يك از اين عقايد و اعترافات ، آنان را در رديف مسلمانان قرار نداد .
دوم : كافران مىگفتند ما بتها را نمىخوانيم و به سوى آنها توجه نمىكنيم ، مگر براى تقرب به خدا و طلب شفاعت !
سوم : پيامبر اسلام در ميان گروهى ظاهر شد كه چيزهاى مختلفى را عبادت مىكردند ؛ برخى فرشتگان و برخى ديگر پيامبران و صلحا ، گروهى درختان و سنگها و بالأخره جمعى ماه و خورشيد را مىپرستيدند و پيامبر با همهء آنان مبارزه كرد و هيچ فرق نگذاشت .
چهارم : مشركان زمان ما شديدتر از زمان پيش هستند ، چون آنان به هنگام راحتى و خوشى براى خدا شريك قائل مىشدند ، ولى در وقت شدت و گرفتارى اخلاص مىورزيدند ، امّامشركان زمان ما در هر دو حال مشركند . « 2 »
ما حق نداريم بهطور مستقيم از پيامبر و صالحان طلب شفاعت كنيم و آنان را واسطه قرار دهيم ، حتى اگر در عالم برزخ شفاعت را از غير خدا طلب كنيم ، دچار شرك شدهايم ، چون در جواز آن دليلى از كتاب و سنّت و سيرهء سلفِ صالح وجود ندارد ، بلكه به عكس دليل داريم طلب شفاعت از غير خدا ، شرك است و رسول خدا براى آن موضوع پيكار و جنگ نمودهاند . « 3 »
آنان مىگويند :
شفاعت كردن انبيا و اولياى خدا در دنيا بلا اثر است و شفاعت آنان فقط در آخرت مسلّم است . بنابراين ، اگر بندگان ميان خدا و خود ، كسانى را واسطه قرار دهند و از آنها بخواهند
هامش
( 1 ) . كشف الارتياب ، ترجمه سيد ابراهيم سيد علوى ، ص 152
( 2 ) . اربع قواعد ، ص 1 - 4 ، چ المنار - مصر
( 3 ) . الهداية السنيه ، ص 42