[ اشعار ]
اشعارى در رثاى علّامه طباطبائى قدس سره
علّامه ، ميزان بود و صاحب « الميزان »
جواد محدّثى
خوبان يكايك رخت بربستند و رفتند * روحانيان از بند « تن » رستند و رفتند
دنيا قفس بود و شكستند اين قفس را * آزاد كردند از هوس ، نفس و نفس را
مردىاز اين فرزانگان ، « علّامه » ما * درمانده از وصفش بيان و خامه ما
جانى به حق پيوسته ، « نفس مطمئنه » * من كان هذا شانهما واه جنه
مردىبه بزم عارفان حق ، قدح نوش * هرگز نشد ذكر حق ، از يادش فراموش
جام فنا نوشيده از سرچشمه دين * آب بقا نوشانده او را ، خضر آئين
قرآن و سنت ، تار و پود فكر نابش * حكمت فكنده پرتوى برهر كتابش
بگرفته از ياد خدا آرامش دل * دربند حق ، اما رها از خواهش دل