مىكند كه براى كشف حقايق سه راه پيموده شده است : ظواهر دينى ( و اصول مبانى وَحْيانى ) ، بحث عقلى ( فلسفهها ) ، و تصفيهء نفس ( رياضت و عرفان ) ، و هر گروهى به يكى از اين سه راه رفتهاند . آنگاه مىفرمايد ، جمع ميان اين سه طريق ممكن نيست ، مانند سه زاويهء مثلّث كه هر چه بر مقدار يكى از آنهابيفزايى به ناچار از دو زاويهء ديگر كاستهاى - و به عكس - . و بدينگونه و با اين مثال رياضى ، عدم امكان جمع ميان اين سه طريق و دادههاى آنهارا تسجيل مىكنند .
سپس در حدود يك صفحه در اين باره و در تأييد آن نوشته و مىگويد : به دليل وجود اختلاف است كه شمارى از عالمان و فيلسوفان كوشيدند تا اين سه طريق را با هم جمع كنند .
علّامه اين عالمان و فيلسوفان را كه در صدد جمع ميان طُرق معرفت برآمدند به چهار دسته تقسيم مىنمايد :
1 - كسانى كه خواستند ميان ظواهر دينى ( آيات و اخبار ) و عرفان جمع كنند ، مانند ابن عربى و عبدالرزّاق كاشانى و ابنفَهد و شهيد ثانى و فيض كاشانى .
2 - كسانى كه خواستند ميان فلسفه و عرفان جمع كنند ، مانند ابونصر فارابى و شيخ سهروردى و شيخ صائن الدّين محمد تركه .
3 - كسانى كه خواستند ميان ظواهر دينى و فلسفه جمع كنند ، مانند قاضى سعيد قمى و برخى ديگر .
4 - و كسانى كه خواستند ميان همه جمع كنند ، مانند ابن سينا در تفاسير و كتب خويش ، و صدر المتألّهين شيرازى در كتب و رسائل خويش ، و برخى ديگر از متأخرين .
سپس دربارهء حاصل اين كوششهاى ممتد ( كه به ناگزيز همه از روى حسن نيّت و با تلاشهاى علمى انجام شده است ) مىفرمايند :
. . . و مَعَ ذلك كلِّه ، فالاختلافُالعريقُ على حالِه ، لا تَزيدُ كثرةُالمَساعى في قطع أَصلِه ، الّا شدّةً في التَّعَرُّق ، و لا في اخمادِ نارِهِ الّا اشتعالًا . . . أَلْفَيْتَ كُلّ تَميمَةٍ لا تَنْفَعُ . « 1 »
- با وجود همهء اين تلاشها ، اختلاف ريشهاى ميان اين سه طريق به حال خود باقى است . و كوششهاى فراوانى كه براى ريشه كن كردن اين اختلاف و خاموش كردن اين آتش به عمل
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 5 ، ص 305 - 306 ، ص 282 ، 283