عمدتاً مشتمل بر احاديث اخلاقى و اعتقادى الكافى است - ملاك و مبناى اعتبار احاديث را متن آنها دانسته است كه سند ، به تنهايى ، نه مايه اعتبار بخشى آن است و نه آن را از اعتبار ساقط مىكند :
اين حديث ، هر چند به جهت سند ضعيف است ، اما صحيح المضمون است و حديث بعدى نيز ، به رغم ضعف آن ، به جهت ارسال چنين است ؛ چرا كه اعتماد به آن به خاطر برهان عقلى است و در بسيارى از احاديث مربوط به اصول معارف و مسائل توحيد چنين است . « 1 »
شارح در جاى ديگرى مىگويد :
ضعف خبر ، به لحاظ سند ، به صحت مضمون آن ضرر نمىرساند ؛ چون مشتمل بر علوم عقلى و حكم برهانى و آثار الهى و دلايل وحدانى و شواهد ربوبى و مواعظ لقمانى است كه مناهج ايمان و معارج عرفان است . « 2 »
اما از آنجا كه سند ، در اين حوزههاى روايى ، نقش مؤيد را در قوت متن ايفا مىكند ، شارح در بررسى روايات اصول الكافى به بررسى سند هم پرداخته است و گاه نكاتى را دربارهء آن بازگو مىكند ؛ چنانكه جهت اثبات سند ، به نسخههاى مختلف مراجعه كرده است :
نسخ در اينجا مختلف هستند . در بعضى به همين صورت آمده است و در برخى « ابوعبداللَّه الاشعرى عن بعض اصحابنا رفعه » . . . و در بعضى « ابوعبداللَّه الاشعرى رفعه » ، و در برخى « ابوعلى الاشعرى رفعه » آمده است . « 3 »
شارح از توجه به نسخههاى ديگر براى رد برخى اقوال دربارهء سند نيز سود جسته است « 4 » و گاه ، آنجا كه پس از بررسى نسخههاى ديگر همچنان گره موجود را لاينحل مىبيند ، احتمال سهو ناسخين را مطرح كرده است . « 5 » او از ضبط اسامى رجال سند « 6 » و پديده اشتراك اسامى و تأثير مهم آن در داورى نهايى دربارهء سند هم غافل نيست . « 7 »
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 10 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 107 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 92 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 62 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 3 .
( 6 ) . همان ، ج 2 ، ص 131 .
( 7 ) . همان ، ج 3 ، ص 158 .