همانطور كه ملاحظه مىشود اين بيان ، كاملًا فنى بوده ، تعريف قانع كنندهاى در صفات ذات و فعل به دست مىدهد و وضع اراده را به خصوص روشن مىكند كه صفت فعل بوده و همراه كار خداست .
3 . مورد سوم نيز بيانى از ايشان در كتاب التوحيد ، در باب تأويل الصمد ، به دنبال حديث دوم باب است : « اين همان معناى درست در تفسير صمد است ، نه آن تفسيرى كه اهل تشبيه كردهاند . به قول آنها صمد ، موجود توخالى است ؛ زيرا تو خالى بودن صفت جسم است و خداى با عظمت از اين برتر است . او بزرگتر از آن است كه اوهام بر صفاتش آگاه شده ، يا اوج بزرگىاش را درك كنند . سخن اهل تشبيه در اين مورد با سخن خدا كه فرموده : خدا مانندى ندارد ، ناسازگار است و خدا برتر از آن است كه مانند اجسام باشد » .
« تفسير درست صمد در روايات از زبان دانايان واقعى بازگو شده و آن سرورى است كه مقصود و هدف همگان است . اين معناى درستى است كه با آيه ليس كمثله شىء سازگار است » .
« مصمود در لغت به معناى مقصود است و حضرت ابوطالب عليه السلام نيز در شعرش آورده :
جمره دورى را كه قصدش مىكنند * بالاى آن با سنگهاى بزرگ رمى مىشود « 1 »
در اين بيان ، كلينى ذوق و احاطه خود را بر ادبيات جاهلى و اسلامى به خوبى نشان داده ، و با كمك گرفتن از لغت و شعر ، به تفسير صمد و توضيح حديث پرداخته است .
4 . مورد بعدى هم سخن مفصلى از كلينى راجع به يكى از خطبههاى اميرالمؤمنين عليه السلام در همان كتاب التوحيد كافى است : « اين خطبه ، يكى از خطبههاى مشهور ايشان است تا جايى كه همگان از آن باخبرند و اين خطبه براى هر كس كه در جستجوى دانش توحيد باشد ، كافى است ؛ اگر در آن تدبر كرده ، محتوايش را بفهمد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 220 و 221 .