الف ) به خواننده يارى مىرساند تا ترجمهء متناسب با ذوق و سليقهء خود را برگزيند ، چنانچه ترجمههاى متعدد از قرآن ، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه جاى خود را باز كرده است و هر ترجمهاى علاقهمندان خاص خود را دارد .
ب ) ترجمه را از حالت انحصارى خارج مىكند .
مترجم بر آن بوده است كه ترجمهاى روان و سليس از متون اصول كافى ارائه دهد .
وى متن كتاب را آورده و ترجمه را در صفحهء روبه روى آن نوشته است . براى روايات شماره مسلسل گذاشته و نمايهء آيات ، روايات و اشعار را در پايان هر جلد آورده است تا يافتن حديث مورد نظر به راحتى و آسانى صورت پذيرد . افزون بر چاپ فهرست فارسى در اول هر جلد ، فهرست عربى را در آخر هر جلد گنجانده است تا كسانى كه ابواب كافى را با نامهاى عربى جستوجو مىكنند به راحتى به آن دست يابند .
اين ترجمه بر اساس نسخه اعراب گذارى و تصحيح شدهء استاد حسنزاده آملى صورت گرفته كه اولين بار در 1347 ش چاپ شده است .
مترجم ترجمهء خود را خالى از عيب و نقص نمىداند و « خاتم المترجمين » بودن عدهاى را نمىپذيرد . وى مىافزايد :
البته ترجمه جديد به اين معنا نيست كه زحمات مترجمان پيشين ناديده گرفته شود و با مشاهده چند اشتباه پيش پا افتاده در ترجمه ، به آنها بىاحترامى شود .
بلكه با استفاده از زحمات پيشكسوتان و در راستاى كار آنها ترجمهاى زيبا و شيوا در قالب تازهتر و رفع اشكالات آنها ارائه گردد تا نسل جوان امروز با خواندن آن احساس خستگى نكنند .
باز ترجمه جديد به اين معنا نيست كه كسى صلاحيت لازم را ندارد به اين قلمرو وارد شود و يك ترجمه نارسا پديد آورد و با اين كار اعتماد خوانندگان را از ترجمههاى جديد سلب كند .
نكتهها
على رغم اينكه مترجم سعى كرده است تا ترجمهاى سليس و در عين حال