4 . با آن كه احاديث كتاب كافى از نظر حجم بيشترين حديث را نسبت به ساير جوامع حديثى اوليه شيعه دارد ، ولى در عين حال اين كتاب همه ابواب فقه را شامل نمىباشد . و از 51 كتاب فقهى حدود 22 كتاب آن را داراست . براى مثال كتاب خمس ، سبق و رمايه ، شفعه و وكالة را در بر ندارد .
5 . اينكه عدهاى دربارهء كتاب كافى اين قول مشهور « الكافى كاف لشيعتنا « 1 » » را به حضرت ولى عصر عليه السلام نسبت مىدهند با عنايت به اينكه كتاب كافى تمامى ابواب فقه را شامل نمىشود ، صحت اين قول مورد ترديد قرار مىگيرد . افزون بر آن اگر كلامى درست باشد ، چه نيازى بوده تا كسانى چون شيخ صدوق و شيخ طوسى پس از كلينى دست به تأليف جوامع حديثى ديگر بزنند . « 2 »
6 . در بسيارى از موارد شيخ كلينى در هنگام ذكر سند حديث گفته است : « عدة من أصحابنا » كه اين موجب ابهام مىگردد . فرزند شهيد ثانى حسن بن زين الدين در منتقى الجمان از قول نجاشى بيان داشته كه خود كلينى دربارهء اين موضوع گفته است هرگاه در كتابم كافى بگويم : « عدة من أصحابنا » عن احمد بن محمد بن عيسى ، منظور از عده :
محمد بن يحيى و محمد بن موسى الكميذانى و داود بن كورة و احمد بن ادريس و على بن ابراهيم بن هاشم مىباشند .
علّامه حلى پس از ذكر اين مطلب ، افزوده است : هرگاه بگويم « عدة من أصحابنا » عن احمد بن محمد خالد البرقى و منظور از « عده » على بن ابراهيم و على بن محمد بن عبداللَّه بن اذينه و احمد بن عبداللَّه بن اميه و على بن الحسن مىباشد . « 3 » و هرگاه بگويم عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد ، از آن ، على بن محمد بن علّان و محمد بن عبداللَّه و محمد بن الحسن و محمد بن عقيل الكلينى الرازى فهميده مىشود . « 4 »
7 . همه روايات و اخبار آمده در كافى را نمىتوان صحيح دانست . حتى شخص
هامش
( 1 ) . نورى ، خاتمة مستدرك الوسائل ، چ اول ، قم ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث 1415 ق ، ج 1 ، ص 39 .
( 2 ) . عسكرى ، مرتضى ، معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 283 .
( 3 ) . حسن بن زين الدين ، منتقى الجمان ، ج 1 ، ص 43 .
( 4 ) . ملّا صدرا ، شرح اصول كافى ، ص 112 .