گزيدهاند ، آنها از طريق « استحسان » و تقليد پدران و « الاتكال على عقولهم في دقيق الأشياء و جليلها » به دين رو آوردهاند .
كلينى سپس به تفصيل بر لزوم علم آموزى از روى « علم و يقين و بصيرت » تأكيد مىورزد ، و از « اديان فاسده و مذاهب مستنشعه » كه در عصر وى پديدار شده شديدا انتقاد مىكند ، وى بار ديگر نادرستى روش « الاستحسان و التقليد و التأويل من غير علم و بصيرة » را متذكر مىشود .
وى در ادامه مىگويد : تو يادآور شدى كه امورى بر تو مشكل شده كه به جهت اختلاف روايت در آنها ، حقايق آنها را نمىشناسى و تو كسى را در نزد خود نمىيابى كه با وى گفتگو كنى و بر دانش وى اعتماد ورزى ، تو گفتى كه دوست دارى كه در نزد تو كتابى « كافى » باشد كه « جميع فنون علم الدين » در آن گرد آمده باشد و دانشآموز بدان بسنده كند و هدايت جو بدان رو آورد ، و كسى كه علم دين و عمل بدان را با « الأثار الصحيحة عن الصادقين عليهما السلام و السنن القائمة الّتي عليها العمل و بها يؤدي فرض اللَّه عز و جل و سنته نبيّه صلى الله عليه و آله » مىخواهد از آن برگيرد .
وى سپس به قواعد باب تعارض اخبار اشاره كرده و بر « موافقت كتاب » و « مخالفت عامه » و اجماع به عنوان ضوابط ترجيح تكيه مىكند ولى اشاره مىكند كه ما از اين قواعد تنها اندكى را مىشناسيم و لذا علم آن ( شناخت روايات صحيح ) را به ائمه عليهم السلام وا مىنهيم و به قاعدهء « تخيير » بسنده مىكنيم .
كلينى در ادامه مىگويد كه شكر خدا را كه تأليف آنچه را تو خواسته بودى ميسر ساخت اميدوارم كه به گونهاى باشد كه مىخواستى .
كلينى در خاتمهء مقدمه اشاره مىكند كه كتاب « الحجة » را اندكى گسترش داديم ، هر چند حق آن را بطور كامل ادا نكرديم ، وى اميدوار است كه كتابى گستردهتر و كاملتر تأليف كند كه تمام حقوق آن را بجا آورد .
وى كتاب خود را با « كتاب عقل » كه مدار ثواب و عقاب بوده آغاز مىكند .
در اين مقدمه چند نكته قابل توجه است .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: محمد قنبرى
ص٢٨٤