آنچه دربارهء كتاب كافى نوشتهاند
مؤلفات و كتبى كه دربارهء كتاب كافى نوشته شده در مقدمهء اصول كافى طبع تهران به شش قسمت شده است .
1 . شروح عربى مفصل و مبسوطى كه دانشمندان از قرن يازدهم به بعد نوشتهاند و آنها دوازده شرح است كه نخستين آنها شرح صدر المتألهين شيرازى معروف به شرح ملّاصدرا مىباشد كه در سال 1050 وفات يافته است و آخرين آنها كتاب هدى العقول فى شرح احاديث الاصول از محمد بن عبد على . . . قطيفى از علماى اوائل قرن سيزدهم است . اين كتاب خطى و در كتابخانه مدرسه عالى سپهسالار است .
2 . حواشى و تعليقاتى كه تنها جملات مشكل و مبهم آن را توضيح داده است ، اين حواشى بسيار است .
3 . ترجمهها و شروح فارسى كه سه تاى آنها در آن مقدمه ذكر شده است دو كتاب آنها خطى است و در كتابخانه اهدايى سيد محمد مشكات استاد دانشگاه تهران است و سومى شرح خليل بن غازى قزوينى است كه در سال 1308 هجرى در لكنهو چاپ شده و در دو جلد است . و به قلم و سبك و نگارش ديروز است .
علاوه بر اينها ترجمه و شرحى است فارسى كه اخيراً در تهران چاپ شده و از نظر نگارش تا حدى به قلم روز و سبك جديد است لكن مترجم و شارحش در مواردى از آن كتاب عقايد خاصى بر خلاف تحقيق علماى شيعه و اساطين فقه و حديث و فلسفه و كلام اظهار مىكند و نسبت به مفاخر شيعه بىجا مىتازد « 1 » بسى تعجب كردم ، زمانى كه صفحاتى از آن كتاب را مطالعه كردم و اشتباهاتى حتى در قواعد ابتدايى صرف و نحو ديدم كه از يك مبتدى عربىآموز هم انتظار نبود و ناچار همه را حمل بر طغيان قلم نموده و گذشتم . « 2 »
هامش
( 1 ) . در جلد دوم كتابش ص 5 - 6 به اعلام و اساطين مذهب تشيع : شيخ مفيد ، علّامه حلى ، مرحوم مجلسى تندىكرده و مخصوصاً نسبت به شيخ مفيد جملهاى گفته است كه گمان ندارم هيچ مسلمانى آن نسبت را براى آن بزرگ دانشمند بپسندد ، و در مجلد اول ص 60 - 56 نسبت به مرحوم صدر المتألهين و فيض كاشانى و علّامه مجلسى رحمهم الله هم سوء تعبيراتى دارد .
( 2 ) . در ج 1 ، ص 19 در كلمه « و ما يضمر النبى » ماء موصوله را به ماء نافيه اشتباه كرده است و در ص 121 « لم » تعليلية را « لم » نافيه خيال كرده است و در دو صفحه بعد كلمه « اعمى » افعل تفضيل ترجمه كرده است تنها در نيمى از جلد اول كتابش علاوه بر آنچه گفتيم به صفحات 70 - 79 - 108 - 155 - 163 - 166 - 178 - 211 - 239 - 252 - 266 مراجعه كنيد و قضاوت نماييد .