تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
معصومين هم نسبت داده شده است ، اخبارى است كه يا به كلى پيغمبر و امام آن را نفرموده و يا به اين صورت نبوده است ، بلكه هدف‌هاى ناپاك و دست‌هاى خيانتگر جاعلين و محرفين در ساختن و پرداختن آنها كمك كرده است ، جامعه تشيع در اين عصر و زمان عاشق تشنه كام عين كلمات صادره از ميان دو لب پيشوايان خويش است ، و بدون ترديد و مبالغه كتاب كافى سرچشمه صافى است كه زلال‌ترين آب مقصود را به لب تشنگان خود مىنوشاند .

چرا مرحوم كلينى رضى الله عنه كتاب كافى را نوشت ؟

از حاصل گفتار شيخ بزرگوار مرحوم ثقة الاسلام كلينى در مقدمه كتاب كافى چنين به دست مىآيد كه : يكى از شيعيان و برادران دينيش به او نامه نوشته و يا پيغام داده است كه مردم زمان ما علم و دانش را رها كرده و در جهل و نادانى غوطه‌ور شده‌اند ، نام خود را مسلمان گذاشته و از مقرّرات واقعى اسلام خبرى ندارند . تنها از روى عادت و تقليد از نياكان خود اعمالى را به نام دين انجام مىدهند و مىگويند ما در هر مطلبى به عقل خود رجوع مىكنيم . آيا چنين طريقه و روش صحيح است و مردم مىتوانند بدين رويّه ادامه دهند ؟ ! شيخ بزرگوار با استناد به آيات و احاديث ثابت مىكند كه چون خداى تعالى بر انسان منت نهاد و به او عقل و هوش و استعداد عنايت فرمود ، لياقت يافت كه پيغمبران و نمايندگان خود را براى هدايتش بفرستد و كتب آسمانى خود را بر آنها نازل كند و اوامر و نواهى خود را كه موجب ثواب و كيفر است ، به ايشان برساند و معلوم است كه ثواب و پاداش به كسى مىدهد كه اوامر او را طبق دستورى كه خود او معين كرده است انجام دهد . اين اوامر و مقررات را تنها به وسيله پيغمبران و حجج خويش ابلاغ فرموده و از مردم خواسته است كه مقرراتش را از روى يقين و بصيرت انجام دهند و به گمان و تقليد اعتماد نكنند ، پس روش آن مردم كه تو گفتى خداپسندانه نيست . سپس مىگويد : از من تقاضا كردى كتابى بنويسم كه شامل جميع علوم دينى از گفتار امام باقر و
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 237 | محمد قنبرى