حدود و ثغور شرع مبين عمل كنند ، آنها را مانند چهارپايان در بيابانها رها نكرده كه هر كارى مىخواهند انجام دهند و هر كارى را مرتكب شوند .
خداوند بندگان خود را موظف كرده تا او را تعظيم كنند و او را يگانه بدانند و به خداوندى او اعتراف نمايند ، و بدانند كه آفريننده و نگهدارندهء جهان اوست ، و دريابند كه خداوند به آنها روزى مىدهد و اشياء بر وجودش گواهند ، و برهان او آشكار است و نشانههاى پروردگارش چنان روشن است كه همه آنها را مشاهده مىكنند .
آثار و نشانههاى خداوند مردم را به وحدانيت او فرا مىخوانند ، و گواهى مىدهند كه خالق كائنات شايسته پرستش مىباشد ، در همه اشياء آثار صنعت او پيداست و شگفتىهاى جهان آفرينش گواه بر حسن تدبير و اداره كائنات دلالت مىكند ، خداوند همه را به شناخت خود دعوت كرده و با علم و دانش مىتوان خدا را شناخت و با حقايق و رازها آشنا شد .
خداوند نمىخواهد مردم جاهل بمانند و احكام دين را در نيابند ، حكيم هرگز جهالت را براى مردم روا نمىدارد و نمىخواهد مردم دين را انكار كنند و از احكام آن چيزى نفهمند دين براى علم و فهم آمده و مىخواهد مردم دانش و فضل داشته باشند و قلب خود را با نور علم روشن كنند ، خداوند در قرآن فرمود : ما از مردم پيمان گرفتيم كه درباره خداوند جز حق سخن نگويند .
در جايى ديگر خداوند مىفرمايد : آنها دروغ گفتند زيرا علم نداشتند و از موضوع آگاه نبودند ، خداوند بندگان سالم خود را با امر و نهى محصور كرد ، و آنها را مأمور نموده كه حق بگويند و همواره دنبال علم بروند و در جهل و نادانى نمانند ، پروردگار مردم را امر كرده تا از دانايان سؤال كنند و در دين تفقه نمايند و با فهم و علم امور مذهبى را فراگيرند و حقايق را دريابند .
در قرآن مجيد فرموده : بايد از هر گروهى يك نفر از جاى خود حركت كند و برود علم دين را فراگيرد و در مسائل مذهبى فهم پيدا نمايد و فقيه شود و بعد ميان قوم خود
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٥٣