آنها درك كرد آن را قبول كنند و هر چه را نيافت آن را مردود بدانند ، تقليد از پدران و اتكاء به عقل مردود است .
بدان اى برادر خداوند تبارك و تعالى بندگان خود را مانند چهارپايان نيافريد ، بلكه خلقت آنها را با حيوانات متفاوت قرار داد ، در انسان عقل و هوش و ادراك آفريد و جسم آنها را با دانش و كمال و فضل و فهم مركب ساخت ، و آنان را محل امر و نهى فرمود ، اشيائى را بر آنان واجب كرد و چيزهايى را حرام فرمود و آنها را مكلف ساخت تا وظايف خود را انجام دهند .
خداوند بندگان خود را دو قسمت كرد ، گروهى را سالم و تندرست و جماعتى را بيمار و معلول نمود ، مردمان سالم را به انجام اعمالى مأمور كرد و از كارهايى منع نمود ، تكاليف خداوند بر مردمان تندرست قرار مىگيرد ، و از معلولان كه توان انجام كارى را ندارند بازخواست نمىكند ، زيرا آنها نمىتوانند دانش فراگيرند و حقايق را دريابند .
خداوند زندگى معلولان و افراد بيمار و ناتوان را كه توانايى انجام كارى ندارند در وظيفه افراد تندرست قرار داده و بايد كسانى كه سالم مىباشند و عقل و هوش آنها كار مىكند ، از افراد ناتوان سرپرستى نمايند و زندگى آنان را تأمين كنند ، و بقاء افراد سالم هم بستگى به علم و فضل دارد ، اگر آنها علم فرا گرفتند باقى مىمانند و جاودان هستند .
اگر قرار بود افراد تندرست دنبال علم نروند و در جهالت بمانند لازم بود تكليف هم از آنها برداشته شود ، و اگر چنين بود پس ارسال پيامبران و فرود آمدن كتب آسمانى براى چه بود و خداوند اين همه آداب و سنن را براى چه فرستاده ، و اگر چنين بود كه مردم دنبال علم نروند ، پس فرستادن پيامبران و انزال كتب امرى بيهوده مىباشد .
خداوند متعال با عدل و داد خود مردم را حكمت آموخت ، و به آنها عقل و فهم داد و آنها را مكلف نمود تا اوامر و نواهى او را فراگيرند و خود را موظف بدانند و به
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٥٢