هو النجم ، لابل دونه النجم رتبة * هو الدر ، لابل دون منطقه الدرّ
هو العالم المشهور في العصر و الّذي * به بين أرباب النهى افتخر العصر
هو الكامل الأوصاف في العلم و التقى * فطاب به في كلّ ما قطر الذكر
محاسنه جلت عن الحصر و ازدهى * بأوصافه نظم القصائد و النثر
و بالجمله : وجود آن جناب از آيات الهيه و حجج شيعهء اثنى عشريه بود . هركس كتاب مستطاب عبقات الانوار « 1 » كه از قلم در ربار آن بزرگوار بيرون آمده - مطالعه كند مىداند كه در فن كلام - سيّما در مبحث امامت - از صدر اسلام تاكنون احدى بدان منوال سخن نرانده و بر آن نمط تصنيف نپرداخته ، و الحق مشاهد و عيان است كه اين احاطه و اطلاع و سعهء نظر و طول باع نيست جز به تأييد و اعانت حضرت إله و توجه سلطان عصر . روحنا له فداه .
در سالى كه با برادر عالم جليل خويش - كه نامش بيايد در ترجمهء محمد قلى والد ماجدشان - از هندوستان به زيارت اعتاب عاليه عليهم السّلام مشرّف گشتند با علماى عظام ملاقات مختبرانه كردند و از بين ايشان ، شيخ ما محدّث عليم ثقة الاسلام نورى - نور الله مرقده - را به حكم هممشربى پسنديدند و ابواب دوستى ما بين ايشان مفتوح گرديد ، و از آن به بعد يكديگر را به مكتوب ياد مىكردند . تا آنكه در سنهء 1306 ظاهرا جناب سيد از دنيا درگذشت ، و به اجداد طاهرين خود پيوست - رضوان الله عليه - لكن به مفاد :
زنده است كسى كه در ديارش * باشد خلفى به يادگارش
هامش
( 1 ) . اين كتاب بسيار ارزنده و كمنظير با تحقيق آقاى غلامرضا مولانا بروجردى در قم به چاپ رسيده است .
كلمهء عبقات به فتح عين و كسر باء جمع عبقه است به معناى چيزىكه بوى خوش دارد و كلمهء « انوار » جمع نور - به فتح نون و سكون و او بهمعناى گل يا گل سفيد است . مقدمهء عبقات ، ج 1 ، ص 44 ( پاورقى )