و ظاهر آن است كه اين حكم تخصيص به پسر نداشته باشد ، بلكه دختر نيز چنين باشد .
ششم : روزهء سه روز بعد از عيد فطر .
و آنچه را جمعى از علماء گفتهاند كه روزهء شش روز بعد از عيد فطر سنّت است « 1 » ، ضعيف است .
هفتم : روزهء ايّام تشريق از براى كسى كه در منى نباشد .
هشتم : روزهء كسى كه نيّت روزهء سنّت كرده باشد
و او را تكليف كنند به طعام خوردن . و احاديث بسيار ، دلالت بر افضليّت افطار در اين صورت مىكند « 2 » ، بلكه ظاهر آن است كه خلافى در اين نباشد كه هرگاه كسى نيّت روزه سنّتى كرده باشد و او را تكليف به طعام خوردن كنند ، بهتر آن است كه افطار كند .
و افضل آن است كه در اين صورت اظهار نكند كه من روزهام و افطار كند ؛ خواه طعام را بخصوص او حاضر كرده باشند ، يا بخصوص او نباشد ، و خواه تكليفكننده كسى باشد كه مكدّر شود از چيزى نخوردن او يا نه ، و خواه پيش از ظهر باشد يا بعد از آن .
در حديث صحيح مروى است از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود كه : « هر كه داخل بشود بر برادر مؤمن خود و روزه باشد ، پس افطار كند در نزد او و اعلام نكند او را كه من روزهام ، خداى تعالى روزهء يك سال به جهت او مىنويسد » « 3 » .
و ايضا مروى است از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود كه : « هر كه داخل بشود بر برادر مؤمن خود و روزه باشد و افطار كند به جهت خاطر برادر مؤمن ، افضل است از روزهء سنّتى گرفتن » « 4 » .
هامش
( 1 ) . مانند : علّامه در تذكرة الفقهاء 6 : 198 ، و شهيد در الدروس الشرعيّة 1 : 281 ، و شهيد ثانى در الروضة البهيّة 2 :
135 .
( 2 ) . ر . ك : وسائل الشيعة 10 : 151 ، باب 8 از ابواب آداب الصائم .
( 3 ) . الكافي 4 : 150 / 4 ؛ وسائل الشيعة 10 : 153 / 5 .
( 4 ) . الكافي 4 : 150 / 1 ؛ وسائل الشيعة 10 : 152 / 3 .