در اينجا دستهء سومى وجود ندارد و كسانى كه توبه را از امروز به فردا مىافكنند هرگز نمىتوانند تضمين كنند كه عمرشان يك پايان مىيابد و پيش از مرگشان توبه كنند . آرى اينان وقتى به مرگ يقين مىكنند كه مرگ حلقومشان را بفشارد و در چنين حالتى توبه سود نكند .
اينان همانند كافرانى هستند كه لحظاتى چند پيش از مرگ خود ايمان مىآورند از اين رو است كه قرآن آنان را با كافران به يك چوب مىراند :
«
وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً
و نيز آنان كه كافر بميرند . براى اينان عذابى دردآور مهيا كردهايم . »
پارهاى از حقوق زناشويى زن
[ 19 ] در حصن خانواده بايد عدالت حكمفرما باشد زيرا اگر عدالت در خانواده حكمفرما باشد مىتواند در سراسر اجتماع هم حكمفرما باشد . بارزترين مظاهر عدالت حفظ حقوق زن است در ايام حيات و بعد از مرگ او . بنا بر اين نبايد حساب زن و مرد با يكديگر خلط شود ، آن سان كه مرد بتواند پس از مرگ زن اموالش را بلع كند . مرد اندكى از دارايى زن خود را به ارث مىبرد ، دارايى كه از 4 / 1 كل اموال تجاوز نمىكند . بنا بر اين حق ندارد چنگ بر روى همهء اموال او اندازد .
همچنين جايز نيست كه زن را تحت فشار قرار دهد آن سان كه پارهاى از حقوق خود يا همهء آن را بپردازد / 44 تا بتواند خويشتن را از دام وحشت يك شوهر وحشى خوى نجات بخشد . ( البته نوعى قانون در طلاق هست كه به « خلع » معروف است .
اين گونه طلاق بدين معنى است كه زن در برابر آزادى خويش از قيد زوجيت ، از مهر خود صرف نظر كند ) همچنين مرد حق ندارد زنان را - آن گونه كه در عصر جاهليت رسم بود - به ارث ببرد .
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ
- اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما را حلال نيست كه زنان را بر خلاف ميلشان به ارث ببريد . و تا قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد