باز پس ستانيد بر آنها سخت مگيريد . » به نظر من مىرسد تعبير « لتذهبوا ببعض » بر طلاق اشاره دارد ، زيرا تعبير بردن دلالت بر دور كردن چيزى دارد مثل بردن مال از سوى سارق .
«
إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ
- مىدهد كه زن خود را به زور وادارد تا از بخشى از مهر خود صرفنظر كند و او را طلاق گويد و اين كيفر خيانت اوست به شوى خود .
ديگر از حقوق زن اين است كه مردان با آنان به نيكى رفتار كنند و حقوقى را كه عرفا به او تعلّق مىگيرد به او بپردازند و براى انتقامجوئيها يا خشم و كينهاى موقت آن را زير پاى نگذارند .
«
وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً
- و با آنان به نيكويى رفتار كنيد و اگر شما را از زنان خوش نيامد چه بسا چيزها كه شما را از آن خوش نمىآيد در حالى كه خداوند خير كثيرى در آنها نهاده باشد . » نظام اسلامى در بسيارى از تشريعات خود به عرف عام تكيه مىكند ، البتّه پس از آنكه آن را در يك چارچوب كلّى بر مبناى نبوت قرار مىدهد . در باب زندگى زوجه و حقوق او قانونگذارى اسلامى بر عرف متكى است و يك زندگى يا طرز معاشرت خوب همان است كه عرفا چنان باشد .
[ 20 ] صداق يا مهر چيزى است كه شوى به هنگام عقد ازدواج به زن مىپردازد . آيا صداق در دست زن در مقابل استمرار عقد ازدواج يك گروگان است و هر گاه زن يا شوى بخواهند رابطهء زوجيت را نسخ كنند ، شوى مىتواند مهر را پس بگيرد ؟
/ 45 البته ، نه . صداق يا مهر تصديق صدق ادعاى شوى است در ازدواج و بناى اساس خانواده . مهر ملك كامل زوجه است به مجرد انجام عمل جنسى و شوى حق ندارد به هنگام طلاق دادن زن خود مهرى را كه به او داده بازستاند هر چند مبلغ آن