و نقش ايمان به خدا و توكل بر او در بناى تمدنها ملغى مىشود .
«
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
- يهود گفتند كه دست خدا بسته است . » زيرا يهوديان مىپنداشتند كه قدرت خدا محدود است و اين يك عقيده جامد و عقبافتاده است . زيرا ايمان به قدرت گستردهء خداوند آدمى را نيز به حركت و پيشرفت وامىدارد . زيرا حركت و پيشرفت تابع ايمانى است بدون محدوديت امكانات . انسان مؤمن به درياى قدرت بىمنتهاى خدايى پيوسته است .
از اين رو مىفرمايد :
«
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
- دستهاى خودشان بسته باد . » كسانى كه زندگى را به صورت جامد تصور مىكنند هرگز حركت از پستى به بلندى را نمىپذيرند . و كسانى كه معتقد نيستند كه قدرت خداوندى او را از بدبختيهايش رهايى مىبخشد ، چون كسى است كه دستهايش بسته باشد و كسى كه بر خدا توكل نمىكند او نيز همانند موجود دست بستهاى است كه همواره در لجنزار ارتجاع و واپسماندگى دست و پا مىزند .
افزون بر اين يهوديان ملعون و مطرود از رحمت خدايى هستند . از امكاناتى كه برايشان موجود است استفاده نمىكنند . خداوند در حق ايشان مىگويد :
«
وَ لُعِنُوا بِما قالُوا
- بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند . » / 422 يعنى از بركات خدايى - به سبب اين سخن فاسد خود - دور شدند . اما پروردگار ما قدرتش نامحدود است و بر حسب اقتضاء حكمت بالغهء خود از اين قدرت انفاق مىكند .
«
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
- دستهاى خدا گشاده است ، به هر سان كه بخواهد روزى مىدهد . » نگرش يهود به رسالت جديد و هر چيز جديدى نگرش جامد است . عدم اعتقاد آنان به امكان تجديد و تجدد ، ميان آنها و نور رسالت به صورت حجابى درآمده است . از اين رو هر گاه آيات خدا بر آنان نازل مىشد بر طغيانشان مىافزود .